انحرافات پنهان؛ وقتی طغیان غرایز بنیان خانواده و اجتماع را به زوال میکشاند
موافقت شورای شهر با احداث ۱۰۰ کیلووات نیروگاه خورشیدی توسط شهرداری کاشمر
شهردار کاشمر: در ۵ نقطه شهر کاشمر زمین ورزشی جدید ایجاد میشود
هیاهوی دیپلماتها و سکوت سفرههای خالی!
تاختوتاز تندروها؛ از فحاشی تا سوءقصد
آموزش امداد و کمکهای اولیه به ۲ هزار دانشآموز کاشمری در هفته پدافند غیرعامل
حمایت از نشریات و برنامههای فرهنگی ادامه دارد
کاشمر در آستانه جهش؛ روایتی از تحول زیرساختی و درخشش در میادین قهرمانی
میلیونها شیشه، یک سوآل بیپاسخ
بحرانهای زنجیرهای؛ از معیشت مردم تا استعفای مشکوک وزیر نفت
بازخوانیِ عملکرد اداره ورزش و جوانان شهرستان کاشمر در بازه زمانی یکساله ، تصویری از یک سازمانِ در حالِ گذار را ترسیم میکند. این گزارش، روایتی از مسیر دشوار اما هموارشدهی ادارهای است که در دوازده ماه گذشته، نه تنها زیرساختهای فرسوده را بهسازی کرد، بلکه با نگاهی جامعهشناختی، ورزش را به متنِ زندگی […]
پیش سخن: صندوق نوشابهای که سالها پیش پر از بطری وارد خانه شد، محتوای بطریها یکییکی مصرف شدند، اما صندوق ماند؛ و حالا کسی نمیداند باید با آن چه کند. به انباری خانهتان سر بزنید؛ به زیرپلهها، گوشه حیاط، پارکینگ اتوموبیل، و یا… اگر از نسل مصرف کننده شیشههای برگشتپذیر نوشابه باشید، احتمالاً هنوز یک […]
تحولات پرشتاب عرصه سیاست خارجی و بازتاب تحرکات میدانی در سپهر دیپلماسی کشور، بار دیگر توجه کارشناسان و تحلیلگران روابط بینالملل را به «تفاهمنامه اسلامآباد» معطوف کرده است؛ سندی که در مقطعی مهم از روابط ایران و آمریکا، به عنوان نقطه اتکایی برای مهار بحران و تأمین منافع ملی شکل گرفت و اکنون، با وجود […]
در این هشتروز هفته که همچنان مسئله بردن کشورمان به سوی جنگ برای تندروها جدی است و مذاکرات تیم دیپلماسی کشورمان هم به نتیجه درست و حسابی نرسیده است؛ وزیر نفت در هالهای از ابهام استعفا داد و ایرانخودرو هم بار دیگر قیمت محصولاتش را بهروز کرد وخیلیها را به رویای خرید ماشین نزدیک، […]
اینکه دستگاههای نظارتی و تعزیراتی عزم خود را برای برخورد با متخلفان حوزه سلامت و خبازان متخلف جزم کردهاند، بیشک اتفاقی مبارک و پاسخ به یک مطالبه عمومی است؛ چرا که بازی با سفره مردم و کمفروشی در حوزه نان، تعرضی نابخشودنی به امنیت غذایی جامعه محسوب میشود و باید با قاطعیت با آن مقابله […]
صدای خاوران-نخستین پرونده داغ روی میز، طرح جامع گردشگری زیارتگاه سیدمرتضی(ع) است. سالهاست مدیران خرد و کلان، عنوان دهانپرکن «دومین شهر زیارتی استان» را پشت بلندگوها تکرار میکنند، بیآنکه ورودی و پیرامون این قطب معنوی کمترین تناسبی با چنین عنوانی داشته باشد. مسافران و زائرانی که پای در این بارگاه میگذارند، به جای حس آرامش و رفاه، با بحران اسکان، آشفتگی بصری، بهداشت نابسامان و معضل دیرپای سیستم فاضلاب و پسابهای رهاشده روبهرو میشوند. بله، در چارت اداری متولی این طرح اداره اوقاف و امورخیریه و شهرداری است، اما تاریخ نشان داده ارجاع امور به ادارهکلهای استانی فرجامی جز فرسایش و بایگانی ندارد. مردم، فرماندار را رئیس عالیه شهرستان میدانند؛ انتظار بحق افکارعمومی تشکیل یک کارگروه عملیاتی با اختیارات تام و جدول زمانبندی شفاف است تا سرانجام تکلیف این منطقه گردشگری یکبار برای همیشه از باتلاق وعدهها رها شود.
صدای خاوران-ادبیات معاصر ایران بارها با تنهایی انسان، آزادی، عدالت، استبداد، عشق،مبارزه، مرگ، امید و شکست روبهرو شده است. ادبیات به ما یاد داده حتا در طولانیترین شبها، و در تاریکترین اتاق نیز میتوان پنجرهای را تصور کرد. تاریخ نیز همین کار را کرده است. فلسفه پرسیدن را به ما آموخته؛ هنر، دیدن را؛ ادبیات، احساس کردن را؛ و تاریخ، به خاطر آوردن را. شاید به همین دلیل است که جامعه ایرانی، با همه شکستهایش، هنوز جامعهای پرسشگر باقی مانده است. اما امید همیشه پیروز نیست. با این همه، نباید رمانتیک و ناامید باشیم. امید بهخودیخود پیروز نمیشود. جامعه میتواند امیدوار باشد و سالها شکست بخورد. میتواند آگاه باشد و همچنان فقیر بماند. میتواند آرمان آزادی داشته باشد و همچنان با محدودیت زندگی کند؛ چنانکه یک و نیم قرن است، در انتظار و با بیم و امید زیستهایم. تاریخ ایران، تاریخ پیروزیهای کامل نیست؛ تاریخ تلاشهای ناتمام است. و شاید این تعبیر از همه دقیقتر باشد: "ما بارها شکست خوردهایم، اما هرگز کاملاً تسلیم نشدهایم." هر شکست، بخشی از جامعه را به این نتیجه رسانده که باید دوباره راهی برای ادامه پیدا کند. گاهی در سیاست، گاهی در ادبیات، گاهی در مهاجرت، گاهی در دانشگاه، گاهی در هنر و گاه در سکوتی که در ظاهر سکوت است اما در درون خود، بلندترین و هولانگیزترین فریادها را دارد.
صدای خاوران- امروز بیش از هر زمان دیگری به خیابانی نیاز داریم که در آن میتوان از کشور دفاع کرد، اما برای دفاع از کشور به دیگری توهین نکرد. میتوان دولت را نقد کرد، اما دولت را دشمن مردم ندانست. میتوان با مذاکره مخالف بود، اما مذاکرهکننده را خائن نخواند. میتوان با سیاستی مخالف بود، اما مخالف آن سیاست را دشمن ایران معرفی نکرد. و میتوان در دفاع از امنیت کشور به خیابان آمد، بدون آنکه خیابان را علیه بخشی از جامعه به کار گرفت. اما اگر تجمعی با «مرگ بر ترامپ» و «مرگ بر نتانیاهو» آغاز شود، اما سرانجام شعارش به «مرگ بر این مسئول» و «مرگ بر آن مسئول» برسد، باید از خود بپرسیم چه اتفاقی افتاده است. چگونه میدان مقابله با دشمن خارجی به میدان تسویهحساب داخلی تبدیل شده است؟ چگونه «وحدت» به ابزاری برای حذف مخالف تبدیل شده است؟ و چگونه خیابانی که میتوانست تصویر همبستگی یک ملت را به نمایش بگذارد، به صحنه رقابت سیاسی و انتخاباتی تبدیل شده است؟ پاسخ به این پرسشها برای آینده ایران اهمیت زیادی دارد. زیرا وقتی فقط یک جریان سیاسی در آن حق حضور، سخن گفتن و تعیین شعار داشته باشد، دیگر خیابانِ مردم نیست؛ میدان میتینگ سیاسی و انتخاباتی است.