• امروز : یکشنبه, ۵ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 27 September - 2026
پارس وی دی اس
♥2

«خیابان»، سرمایه ملی یا میدان تسویه حساب انتخاباتی؟

  • کد خبر : 12948
  • ۰۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۷
«خیابان»، سرمایه ملی یا میدان تسویه حساب انتخاباتی؟
صدای خاوران- امروز بیش از هر زمان دیگری به خیابانی نیاز داریم که در آن می‌توان از کشور دفاع کرد، اما برای دفاع از کشور به دیگری توهین نکرد. می‌توان دولت را نقد کرد، اما دولت را دشمن مردم ندانست. می‌توان با مذاکره مخالف بود، اما مذاکره‌کننده را خائن نخواند. می‌توان با سیاستی مخالف بود، اما مخالف آن سیاست را دشمن ایران معرفی نکرد. و می‌توان در دفاع از امنیت کشور به خیابان آمد، بدون آنکه خیابان را علیه بخشی از جامعه به کار گرفت. اما اگر تجمعی با «مرگ بر ترامپ» و «مرگ بر نتانیاهو» آغاز شود، اما سرانجام شعارش به «مرگ بر این مسئول» و «مرگ بر آن مسئول» برسد، باید از خود بپرسیم چه اتفاقی افتاده است. چگونه میدان مقابله با دشمن خارجی به میدان تسویه‌حساب داخلی تبدیل شده است؟ چگونه «وحدت» به ابزاری برای حذف مخالف تبدیل شده است؟ و چگونه خیابانی که می‌توانست تصویر همبستگی یک ملت را به نمایش بگذارد، به صحنه رقابت سیاسی و انتخاباتی تبدیل شده است؟ پاسخ به این پرسش‌ها برای آینده ایران اهمیت زیادی دارد. زیرا وقتی فقط یک جریان سیاسی در آن حق حضور، سخن گفتن و تعیین شعار داشته باشد، دیگر خیابانِ مردم نیست؛ میدان میتینگ سیاسی و انتخاباتی است.

 

«خیابان» در تاریخ سیاسی معاصر ایران، محل حضور مردم، نمایش اراده جمعی، بیان مطالبات اجتماعی و سیاسی و حتی صحنه شکل‌گیری تحولات بزرگ تاریخی بوده است. و نمی‌توان نقش آن را در تحولات کشور نادیده گرفت. به همین دلیل، خیابان متعلق به همه مردم است و آن را نمی‌توان مِلک هیچ جریان سیاسی دانست و این نکته در شرایط امروز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

در حال حاضر جامعه ایران همزمان جنگ تحمیلی، با مشکلات اقتصادی، کاهش قدرت خرید، نگرانی نسبت به آینده، فشارهای اجتماعی و پیچیدگی‌های امنیتی و منطقه‌ای روبه‌روست. در چنین شرایطی، هر آنچه بتواند به تقویت همبستگی ملی کمک کند، یک سرمایه راهبردی است و هر اقدامی که به شکاف اجتماعی و سیاسی دامن بزند، باید با حساسیت بیشتری مورد توجه قرار گیرد. از همین منظر، سخن محمدباقر قالیباف درباره اینکه: «خیابان، محل میتینگ‌های انتخاباتی نیست، بلکه میدان‌های اتحاد مقدسی است که باید هسته سخت۹۰میلیونی را در خود جای دهد»، بیش از آنکه یک موضع‌گیری جناحی باشد، می‌تواند یک هشدار جدی درباره نحوه استفاده از ظرفیت اجتماعی تلقی شود که آیا ظرفیت‌های عمومی کشور در خدمت منافع ملی قرار می‌گیرند یا به ابزار رقابت‌های سیاسی و انتخاباتی تبدیل می‌شوند.

 *خیابان وقتی قدرت ملی است که متعلق به همه باشد

حضور مردم در فضای عمومی، فی‌نفسه یک فرصت است. وقتی مردم در یک میدان یا خیابان گرد هم می‌آیند، فقط یک موضع سیاسی را به نمایش نمی‌گذارند؛ آنها در حال بازتولید نوعی احساس تعلق و همبستگی نیز هستند. در شرایط عادی، تجمع گروه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی می‌تواند بخشی از حیات طبیعی یک جامعه باشد. اختلاف نظر نیز نه تنها تهدید نیست، بلکه لازمه یک جامعه زنده است. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که یک جریان سیاسی تصور کند حضور بیشتر در خیابان، به معنای مالکیت بیشتر بر خیابان است. در چنین شرایطی، خیابان به تدریج از یک فضای عمومی به قلمرو اختصاصی یک جریان تبدیل می‌شود، شعارها از موضوعات ملی فاصله می‌گیرند، رقیب سیاسی به دشمن تبدیل می‌شود و کسانی که با ادبیات جریان مسلط همراه نیستند، از دایره «خودی‌ها» بیرون رانده می‌شوند. در این نقطه، خیابان دیگر محل حضور مردم نیست؛ صحنه صف‌آرایی سیاسی است. و این همان جایی است که باید نگران شد. زیرا خیابانی که به محل حذف دیگران تبدیل شود، دیر یا زود بخشی از جامعه را از خود دور می‌کند و مردم وقتی احساس کنند فضای عمومی دیگر متعلق به آنها نیست، به تدریج از آن فاصله می‌گیرند. نتیجه، خیابانی خواهد بود که بخش بزرگی از جامعه، خود را در آن نمایندگی‌شده نمی‌بیند.

 *از «مرگ بر دشمن» تا «مرگ بر مسئول»

این روزها خیابان و تریبون‌های مختلف که قرار بود از آنها ندای وحدت بیرون بیاید، اکنون به مجامعی تبدیل شده که در آن بدون محدودیت، مسئولان فعلی و سابق نظام را مورد هتاکی، اهانت و حمله قرار می‌دهند و هیچ ابایی هم از این تخریب‌ها ندارند و تجمعاتی که با شعار علیه دشمن خارجی آغاز شدند، به‌تدریج به شعار علیه مسئولان داخلی، دولت، مذاکره‌کنندگان، رئیس‌جمهور سابق، منتقدان و رقبای سیاسی رسیدند و دیگر کارکرد اولیه را ندارند. “محمد مهاجری” فعال سیاسی اصولگرا درباره حملات و تخریب‌ها علیه مسئولان فعلی و سابق کشور در خیابان اظهار می‌دارد: «در تجمعات شبانه دیدم که نسبت به آقای روحانی توهین‌های فراوانی روا داشته می‌شود. بعضی از فحاشی‌ها به حدی زشت و نابهنجار است که من تعجب می‌کنم این افراد در بعضی از این تجمعات چطور اینها را جلوی زن و بچه مردم می‌گویند.»

این وضعیت خیابان را نمی‌توان نادیده گرفت. «تجمع شبانه» اگر قرار است نماد همبستگی ملی باشد، باید بتواند بخش‌های مختلف جامعه را در خود جای دهد. اما وقتی به صحنه‌ای برای توهین به یک مقام یا تخریب یک جریان سیاسی تبدیل شود، طبیعتاً بخشی از مردم خود را در آن نمی‌بینند و این همان نقطه‌ای است که یک سرمایه ملی می‌تواند به ابزار «فرسایش سرمایه اجتماعی» تبدیل شود.

نگرانی درباره تبدیل تجمعات به میدان اهانت و درگیری سیاسی، فقط از سوی یک جریان سیاسی مطرح نشده است بلکه تندروی‌ها در خیابان تا آنجا پیش رفته که صدای روزنامه اصولگرای “جوان” را هم در آورده است. این روزنامه نوشت: «برخی سخنرانان در تجمعات، برخلاف توصیه‌ها به حفظ وحدت، به اختلاف‌افکنی روی آورده‌اند و حتی دولت، وزارت خارجه، شورای عالی امنیت ملی و برخی مسئولان را زیر سؤال می‌برند.» اما علیرغم همه این تذکرات، به قول محمدعلي ابطحي: «آنچه مايه شگفتي و نگراني جدي است، اين است كه اين تندروي‌ها و اجماع‌شكني‌ها درست در شرايطي رخ مي‌دهد كه رهبر انقلاب بارها و با شفافيت تمام بر پرهيز از اختلافات داخلي و پايبندي به وحدت ملي تأكيد فرموده‌اند. متأسفانه اين گونه به نظر مي‌رسد كه حتي هشدارهاي صريح رهبري نيز نتوانسته براي اين مجموعه تندرو در مسير تخريب دولت مستقر ترمز ايجاد كند.»

 *خیابان نباید ستاد انتخاباتی باشد

یکی از آسیب‌های جدی سیاست در ایران، انتخاباتی شدن دائمی فضای سیاسی است. گاهی به نظر می‌رسد برخی جریان‌ها حتی زمانی که انتخاباتی در کار نیست، همچنان در حال فعالیت انتخاباتی‌اند. هر سخنرانی به رقابت انتخاباتی تبدیل می‌شود و در آن به نحوی عقده‌گشایی سیاسی صورت می‌گیرد و هر تصمیم دولت از زاویه انتخابات تفسیر می‌شود. این وضعیت در شرایط عادی آسیب‌زاست و در شرایط بحرانی حتی می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

خیابان باید جایی باشد که به قولی «هسته سخت ۹۰میلیونی را در خود جای دهد» و مردم فارغ از اینکه به چه کسی رأی داده‌اند، بتوانند خود را در آن ببینند. بدون شک اگر یک جریان سیاسی بتواند برای مدتی خیابان را در اختیار بگیرد، این به معنای آن نیست که مالک آن شده است.

در همین راستا یکی از خطاهای رایج در تحلیل سیاسی، تعمیم دادن رفتار یک جمع محدود به کل جامعه است. ممکن است هزاران نفر در یک میدان جمع شوند و شعار خاصی سر دهند. این حضور محترم است و حق آنهاست. اما نمی‌توان صرفاً بر اساس آن گفت «مردم چنین می‌خواهند.» جامعه ایران بسیار متنوع‌تر از یک تجمع است. میلیون‌ها ایرانی ممکن است اصلاً در آن میدان حضور نداشته باشند، اما درباره همان مسئله دیدگاه داشته باشند. حتی سکوت مردم نیز همیشه به معنای موافقت نیست. کسی که در یک تجمع شرکت نمی‌کند، لزوماً بی‌تفاوت نیست. به عنوان مثال، “میثم مطیعی” مداح، در یکی از تجمع‌های شبانه در میدان ونک، آقایان حسن روحانی و محمد خاتمی را مورد حمله قرار داده و ادعا می‌کند که آنها در میان «مردم» جایگاهی ندارند و می‌گوید: «من در میدان ونک به شما تریبون می‌دهم.» که باید اول پاسخ بدهد اصلاً او کیست که بخواهد به دو رئیس جمهور سابق کشور تریبون بدهد یا ندهد! و این افاضات، نمونه‌ای از «ایران‌پنداری میادین شبانه» است.

 *روایت ملی را نمی‌توان جناحی کرد

یکی دیگر از مسائل مهم، چگونگی «روایت تحولات ملی» است. در شرایط جنگ و بحران، جامعه بیش از همیشه به یک روایت قابل اعتماد نیاز دارد. مردم باید بدانند چه اتفاقی افتاده، دستاورد کشور چه بوده، هزینه‌ها چه میزان است و چشم‌انداز آینده چیست.

اما اگر هر جریان سیاسی روایت خود را حقیقت مطلق بداند و روایت رقیب را خیانت‌آمیز معرفی کند، جامعه میان روایت‌های متضاد گرفتار خواهد شد. ممکن است یک جریان یک رخداد را «پیروزی بزرگ» بنامد و جریان دیگر همان رخداد را «شکست» بداند. اختلاف نظر در این باره طبیعی است. مشکل زمانی آغاز می‌شود که یکی از این دو روایت بخواهد دیگری را از حق سخن گفتن محروم کند. اگر کشور دستاوردی به دست آورده است، باید آن دستاورد متعلق به همه مردم باشد، نه متعلق به یک جریان خاص، و اگر هم در جایی نیز اشتباهی رخ داده است، پذیرش آن نباید به معنای خیانت تلقی شود. ملتی که نتواند درباره موفقیت‌ها و شکست‌های خود صادقانه سخن بگوید، از تجربه‌های خود نیز درس نخواهد گرفت.

تندروها اغلب تصور می‌کنند که هرچه ادبیاتشان تُندتر باشد، اثرگذاری بیشتر خواهد بود. وقتی مذاکره «خیانت» خوانده شود، هر توافقی «تسلیم» نام بگیرد، هر منتقدی «ضد انقلاب» شود و هر سیاست متفاوتی «فروش کشور» تلقی گردد، عرصه گفت‌وگو روزبه‌روز کوچک‌تر می‌شود. در چنین شرایطی حتی نیروهای همسو نیز ممکن است یکدیگر را متهم کنند. این روند، سرمایه اجتماعی را می‌فرساید و مردم خسته می‌شوند و از شعارهایی که نتیجه عملی ندارند فاصله می‌گیرند و به تدریج نسبت به همه روایت‌های سیاسی بی‌اعتماد می‌شوند. این بی‌اعتمادی شاید بزرگ‌ترین هزینه تندروی باشد.

این روزها بخش بزرگی از جامعه با مسائل بسیار ملموسی از قبیل تورم، کاهش قدرت خرید، مسکن، اشتغال، آینده فرزندان، سرمایه‌گذاری و امنیت اقتصادی روبه‌روست. در این شرایط اگر خیابان قرار است هر شب شاهد اهانت به این و آن و رقبای سیاسی باشد اما پاسخی برای مشکلات واقعی جامعه ارائه نکند، طبیعی است که فاصله مردم با چنین نمایش‌هایی افزایش پیدا کند.

 *وحدت به معنای یکسان فکر کردن نیست

وحدت واقعی یعنی مردم با وجود اختلاف نظر، بر سر اصول اساسی با یکدیگر اشتراک داشته باشند. ایران، تمامیت ارضی، امنیت، استقلال و منافع ملی می‌تواند نقطه اشتراک باشد؛ اما اینکه درباره شیوه دستیابی به این اهداف چگونه بیندیشیم، می‌تواند محل اختلاف باشد. این تفاوت‌ها، دشمنی نیستند. جامعه متحد جامعه‌ای است که بتواند با وجود تفاوت‌ها کنار هم بماند. اما وقتی شعارها توهین‌آمیز می‌شوند و مخالفان با برچسب‌های سنگین مواجه می‌شوند، بخش‌هایی از جامعه ترجیح می‌دهند اصلاً وارد آن فضا نشوند و مشکل از همین‌جا آغاز می‌شود که یک جریان سیاسی تصور کند چون صدای بلندتری دارد، نماینده‌تر است. یا چون بیشتر در خیابان حضور دارد، حق بیشتری برای تعیین دستور کار جامعه دارد. این همان «مصادره خیابان» است.

راه‌حل این است که خیابان از مصادره سیاسی نجات پیدا کند. هیچ گروهی نباید مالک آن باشد. و از آن برای حذف جریان دیگر استفاده کند. هیچ تجمعی نباید به تریبونی برای صدور حکم درباره وطن‌دوستی یا خیانت دیگران تبدیل شود و نباید حضور خود را معادل اراده کل ملت بداند. اگر خیابان متعلق به همه باشد، می‌تواند یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های اجتماعی کشور باقی بماند اما اگر به میدان رقابت جناحی و میتینگ انتخاباتی تبدیل شود، بخشی از جامعه از آن فاصله خواهد گرفت و به عامل شکاف تبدیل خواهد شد.

 سخن آخر؛ خیابان را به مردم بازگردانیم

 امروز بیش از هر زمان دیگری به خیابانی نیاز داریم که در آن می‌توان از کشور دفاع کرد، اما برای دفاع از کشور به دیگری توهین نکرد. می‌توان دولت را نقد کرد، اما دولت را دشمن مردم ندانست. می‌توان با مذاکره مخالف بود، اما مذاکره‌کننده را خائن نخواند. می‌توان با سیاستی مخالف بود، اما مخالف آن سیاست را دشمن ایران معرفی نکرد. و می‌توان در دفاع از امنیت کشور به خیابان آمد، بدون آنکه خیابان را علیه بخشی از جامعه به کار گرفت. اما اگر تجمعی با «مرگ بر ترامپ» و «مرگ بر نتانیاهو» آغاز شود، اما سرانجام شعارش به «مرگ بر این مسئول» و «مرگ بر آن مسئول» برسد، باید از خود بپرسیم چه اتفاقی افتاده است. چگونه میدان مقابله با دشمن خارجی به میدان تسویه‌حساب داخلی تبدیل شده است؟ چگونه «وحدت» به ابزاری برای حذف مخالف تبدیل شده است؟ و چگونه خیابانی که می‌توانست تصویر همبستگی یک ملت را به نمایش بگذارد، به صحنه رقابت سیاسی و انتخاباتی تبدیل شده است؟ پاسخ به این پرسش‌ها برای آینده ایران اهمیت زیادی دارد. زیرا وقتی فقط یک جریان سیاسی در آن حق حضور، سخن گفتن و تعیین شعار داشته باشد، دیگر خیابانِ مردم نیست؛ میدان میتینگ سیاسی و انتخاباتی است.

 

لینک کوتاه : https://sedayekhavaran.ir/?p=12948
  • نویسنده : علی محمد خزاعی
پارس وی دی اس

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.