چشمانتظاری افکارعمومی برای خروج پروندههای بزرگ از کما
نیم قرن انتظار؛ بر میانه امید و نومیدی
«خیابان»، سرمایه ملی یا میدان تسویه حساب انتخاباتی؟
نه اختلاس، نه ورشکستگی
تنگه هرمز، سرمایهای که نباید بیهوده مصرف شود
عبور از بحران بیکاری در کاشمر
مرکز آموزش عالی کاشمر؛ قطب امید یا نماد شکست
راهآهن کاشمر؛ میان مصوبه های روی کاغذ و جمله تلخِ «هرگز نمیرسد!»
وقتی از تحولات جا میمانیم، هنرمان انگزدن به جوانان میشود
درخشش مهد قرآن کاشمر در هجدهمین دوره رخداد قرآنی ترنم وحی
صدای خاوران-نخستین پرونده داغ روی میز، طرح جامع گردشگری زیارتگاه سیدمرتضی(ع) است. سالهاست مدیران خرد و کلان، عنوان دهانپرکن «دومین شهر زیارتی استان» را پشت بلندگوها تکرار میکنند، بیآنکه ورودی و پیرامون این قطب معنوی کمترین تناسبی با چنین عنوانی داشته باشد. مسافران و زائرانی که پای در این بارگاه میگذارند، به جای حس آرامش و رفاه، با بحران اسکان، آشفتگی بصری، بهداشت نابسامان و معضل دیرپای سیستم فاضلاب و پسابهای رهاشده روبهرو میشوند. بله، در چارت اداری متولی این طرح اداره اوقاف و امورخیریه و شهرداری است، اما تاریخ نشان داده ارجاع امور به ادارهکلهای استانی فرجامی جز فرسایش و بایگانی ندارد. مردم، فرماندار را رئیس عالیه شهرستان میدانند؛ انتظار بحق افکارعمومی تشکیل یک کارگروه عملیاتی با اختیارات تام و جدول زمانبندی شفاف است تا سرانجام تکلیف این منطقه گردشگری یکبار برای همیشه از باتلاق وعدهها رها شود.
صدای خاوران-در این هشتروز هفته که با تلاش انسدادگرایان برای تداوم قطع اینترنت؛ گویی پیش به سوی کرهشمالی شدن داشتیم، وزارت ارتباطات مانند همیشه گفت؛ در این زمینه تصمیمگیر نیست. شورای عالی اطلاعرسانی دولت نیز، همهچیز را به آیندهای مبهم سپرد. در این بین انگار کسی حتی برای لحظهای هم از گوشه ذهنش نگذشت که هرروز قطعی اینترنت، خسارتهای میلیاردی به کسبوکارهایی وارد میکند که با کمک اینترنت توانستهاند راه باریکی از تنفس را در اقتصاد رنجور و شکننده ایران باز کنند. ما هم به تبعات روایت یکطرفه رسانهها بالاخص صداوسیما و تأثیر آن در تحریک خشم بهجای اقناع و همچنین لزوم دست برداشتن این رسانه و نیز برخی رسانههای دولتی از تحقیر معترضان و لزوم پذیرش «اعتراض» برای «تغییر» کاری نداریم اما کارشناسان حوزه ارتباطات معتقدند؛ تداوم قطع راههای ارتباطی اگر برای حفظ امنیت جانی شهروندان هم بوده، میتواند به امنیت روانی به عنوان یکی از زیرشاخههای مفهوم کلی امنیت آسیب برساند.
صدای خاوران-عجیبتر از همه، فقدان هرگونه ارتباط رسانهای رسمی است. آیا تاکنون فکر کردهاید چرا در طول این مدت، حتی "یک کنفرانس خبری" رسمی و جدی برای تبیین عملکرد و پاسخ به شبهات برگزار نشده است؟ سخنگوی شورا و سایر اعضا، با خودداری از برگزاری جلسات پرسش و پاسخ، عملاً اعلام کردهاند که مردم شایستگی دانستن جزئیات مسائل مدیریت شهری را ندارند. این رفتار، نوعی «تحقیر» افکارعمومی و فرار از شفافیت است که در شأن اعضای شورا نیست.
صدای خاوران-اگر بخواهیم از طریق اعتراض در اصلاح امور مملکت نقش ایفا نماییم باید به موارد متعددی توجه داشته باشیم مهمترین اصل اینکه: اعتراض موردنظر ما شیوهای اصلاحی است نه انقلابی یعنی معترضین قصد ندارند حکومت را از اساس تغییر دهند بلکه میخواهند قسمتی از امور را اصلاح نمایند. حال ممکن است این اصلاحات اساسی و زیربنایی باشد یا جزئی و روبنایی؛ بنابراین خواستههایی که اساس حاکمیت را نشانه رفته نمیتواند اعتراض نامیده شود بلکه در مقولهی انقلاب جای میگیرد که از موضوع بحث خارج است. دوم آنکه در بیان اعتراض لازم است نوع اعتراض، مقام و یا نهادی که مورد اعتراض است و همچنین موردی که نسبت به آن ایراد وارد میشود بهصورت روشن و شفاف مشخص گردد و چنانچه هرکدام از این موارد معین نشود نتیجهبخش بودن اعتراضات در هالهای از ابهام فرو میرود چرا که اگر معترضین مشخص نباشند حاکمیت نمیداند با چه افرادی باید به گفتوگو بنشیند و جهت حل مشکل چارهاندیشی نماید. نوع اعتراض نیز ممکن است: صدور نامه سرگشاده یا بیانیه، تحصن، راهپیمایی، اعتصاب و... باشد و همچنین لازم است نهاد یا فرد مورد اعتراض نیز مشخص شود تا بتواند دربارهی عملکرد خویش پاسخ دهد و موضوع نیز معین گردد تا میزان پیشرفت مذاکرات قابلمحاسبه باشد.
صدای خاوران-ابهام اصلی از آنجا آغاز میشود که فاصله معناداری میان هزینه واقعی تولید یا واردات برخی کالاها با قیمت عرضه شده در بازار ایجاد شد؛ فاصلهای که منجر به شکلگیری سودهای قابلتوجه و بعضاً غیرمتعارف میگردد. پرسش افکارعمومی این است که چگونه به یکباره انبارها و قفسههای خالی بعد از تغییر قیمتها پُر شدند و به وفور در دسترس مردم قرار گرفت. به راستی این مازاد قیمتی دقیقاً در کدام بخش از زنجیره تأمین انباشته شد و چرا سازوکار شفافی برای رصد و مدیریت آن وجود نداشت. بدیهی است این سود ناگهانی در برخی از کالاهای اساسی که با ارز ترجیحی خریده شد و با ارز آزاد به مردم داده شد به جیب مردم عادی نرفت!! بلکه به نظر میرسد خلأهای نظارتی و فضای روانی ناشی از تصمیمات اقتصادی، زمینه را برای فعالیتهای سوداگرانه و واسطهگری نامولد فراهم کرد.
صدای خاوران-مشکل اینجاست که وقتی اهلفن ثبتنام نمیکنند، صندلی خالی نمیماند. سریعتر از آنچه فکرش را کنید پُر میشود؛ اما توسط کسانی که شهر را فقط از پشت شیشه خودرو و ایام انتخابات میبینند. همانهایی که تا دیروز در هیچ جلسه و هیچ تصمیم شهری دیده نمیشدند، امروز ناگهان در قامت «منجی شهر» و «مصلح اجتماعی» ظاهر میشوند. و عجیب نیست که نتیجه، دورهای میشود که در آن کسی پاسخگو نیست، کسی برنامهای ندارد، و همه فقط بهدنبال گذران چهارسال هستند. این یک هشدار انتخاباتی نیست؛ هشدار برای حفظ شهری است که دیگر توانِ یک دوره اشتباه دیگر را ندارد.
صدای خاوران-شوربختانه عدم توجه به مشکلات واقعی مردم و تلاش در جهت ظاهرسازی، خودنمایی و حرکات پوپولیستی و عوامفریبانه از سوی کسانی که مشروعیت خویش را مستقیم و غیرمستقیم از مردم گرفته و میگیرند به گونهای خطرناک شکاف بین آنان و جامعه را بیشتر میسازد تا به جای درک واقعیت و درمان زخمهای عمیق با سطحینگری و اقدامات مقطعی و شعارگونه در پی مسکّنهای زودگذر و بیخاصیت باشند!
صدای خاوران-از نظر اهمیت اجتماعی، دانش شغلی جایگاهی ویژه دارد؛ زیرا هر فرد، در هر سطح تحصیلات و در هر سن و جایگاه اجتماعی، به آن نیازمند است. از پزشک و مهندس گرفته تا بنّا و نجّار؛ از معلم تا کارمند؛ از هنرمند تا پژوهشگر؛ مکانیک یا کشاورز، همه در برابر تغییرات شتابان جهان، تنها یک راه برای بقا دارند: یادگیری مستمر.
صدای خاوران-در این گیرودار که یکی از معاونین وزارت بهداشت، در نامهای به رئیس سازمان صداوسیما، پیگیر توقف پخش آگهیهای تبلیغات دمنوشهای لاغری و پودر اسپرولینا برای کاهش وزن شد؛ یک اقتصاددان آب پاکی را روی دست نظام حکمرانی ریخت و مدعی شد؛ اگر ریل حکمرانی اقتصادی تغییر نکند؛ سال آینده وارد تورمهای سهرقمی میشویم. این در حالی است که با بحرانهای فرونشست زمین، آلایندگی، صندوقهای بازنشستگی، بانکی، انرژی (برق، گاز و بنزین) و امثالهم روبروییم و در نتیجه فضایی غبارآلود و مبهم در اقتصاد کشور ترسیم کرده و جالب اینکه هنوز ذینفعان اجازه ندادهاند تصمیمات سخت و اصلاحات ساختاری در اقتصاد شکل بگیرد!!
صدای خاوران-باج برای اینکه اعتراض نکند. باج برای اینکه پروژه روی کاغذ «افتتاح» شود، باج برای اینکه مدیران سابق در گزارش عملکردشان عدد و رقم پررنگ داشته باشند، باجی که هزینه آن از جیب مردم پرداخت شد، با معطل ماندن پروژهها امروز شهر سرگردان مانده، پیمانکار رفته و پروژهها نفسنمیکشند. هزینهها چند برابر شده، و مردم شهر ماندهاند که با سازههای نیمهجان و قولهای بیسرانجام چه بکنند! سؤال اصلی اینجاست: افتخار دیروز را چگونه توجیه میکنند، وقتی امروز شهر خسارت همان انتخاب را میدهد؟! مسؤولیت با کیست؟ پیمانکار یا مدیرانی که قدرت داشتند و درست انتخاب نکردند؟ واقعاً پیمانکار اگر کار نمیکند، مسؤولیت اصلی با چهکسانی است؟ با مدیرانی که بدون مطالعات کافی، بدون شناخت، بدون ضمانتهای لازم، چند پروژه را یکجا تقدیم کردند. آیا این مدیریت است؛ یا قمار با توسعه شهرستان!