کاشمر روی ریل توسعه متوازن
کاشمر؛ عبور از بحرانهای شهری با نقشه راه عملیاتی
“جنگ” یا “مذاکره”؛ اسلام کدام را برمیگزیند؟
«علیالاصول»، دستاویزی برای مخالفت با تفاهم
آزادگی یا فرهنگِ گداپروری؟
وقتي ناترازي بودجه، بحران طبيعي را به فاجعه تبديل ميکند
«شور» یا «نوحه» اصیل؛
از عزای رهبر معظم تا واهمه تندروها از تفاهم
ارتباط دوسویه و حکمرانی مشارکتی؛ راهبرد اصلی مدیریت شهری در کهن شهر کاشمر
“مطالبهگری” یا “خودنمایی سیاسی”؟
صدای خاوران-در منطق اسلام، جنگ زمانی معنا و مشروعیت پیدا میکند که تجاوزی رخ داده باشد، حقی پایمال شده باشد، امنیت جامعه در معرض تهدید قرار گرفته باشد و راههای مسالمتآمیز برای رفع بحران به بنبست رسیده باشد. در غیر اینصورت، اصل بر پرهیز از درگیری و تلاش برای برقراری آرامش و صلح است. تاریخ بشر پر است از جنگهایی که نه برای دفاع از انسان، بلکه برای سلطه، غارت، توسعهطلبی و تحقیر ملتها به راه افتادهاند. اینگونه جنگها از نگاه اسلام نهتنها مشروع نیستند، بلکه آشکارا برخلاف روح تعالیم دینیاند. اسلام هرگز جنگ را ابزار کشورگشایی، قتلعام یا تحمیل اراده بر ملتها نمیداند. آنچه در اسلام مشروع شمرده میشود، دفاع از جان، سرزمین، استقلال، عزت و حقوق مردم است. بر همین اساس، آمادگی دفاعی و برخورداری از قدرت بازدارندگی برای یک جامعه مستقل، نشانه جنگطلبی نیست؛ بلکه نشانه عقلانیت، آیندهنگری و صیانت از امنیت ملی است.
نگاهی به عملکرد مجلس دوازدهم طی دوسال اخیر نشان میدهد که برخی از نمایندگان این مجلس بیش از آنکه به فکر حل مسائل کشور باشند، بیشتر غرق حواشی هستند و آنقدر حاشیههای مجلس توسط این افراد زیاد گردیده که متن به حاشیه رفته است.
فرماندار کاشمر با بیان اینکه بخشی از مشکلات شهرستان به اختلافات غیرکاری برخی مسئولان با یکدیگر بر میگردد، اظهار کرد: همه باید پایکار باشند؛ مشکلات در تمامی بخشها زیاد هستند. محمد قربانی در جلسه تودیع و معارفه معاون برنامهریزی و امور عمرانی فرمانداری و بخشدار مرکزی کاشمر تغییرات را لازمه توسعه و پیشرفت دانست و […]
صدای خاوران-سوپرانقلابیهای تندرو در مجلس نیز از هیچ کوششی برای تحقق منویّات خود و جریان سیاسی متبوع خویش حتی به قیمت اختلال در عملکردهای مسئولان در حوزه سیاست خارجی و سیاست داخلی و فاجعهبار کردن شرایط بحرانی کنونی کشور فروگذار نیستند. آنان قبل از جنگ 12روزه، درخواست حمله به اسرائیل را داشتند و عملیاتهای وعده صادق آنها را اقناع نمیکرد و هر روز بهانهای برای تخریب دولت پیدا میکردند. آنها نهتنها اعلام میکردند دولت نتوانسته انتقام سختی از اسرائیل بگیرد که اسماعیل هنیه را در ایران ترور کرد، بلکه ترور سران و مقامات عالیرتبه حزبالله و جبهه مقاومت را به پای ناکارآمدی و ناتوانی دولت مسعود پزشکیان گذاشتند. اما پس از جنگ 12 روزه ایران و اسرائیل، نمایندگان تندرو بهانه خوبی پیدا کردند تا برای بستن دست دولت در مسیر دیپلماسی راهها برای خروج از بحران و رسیدن به ثبات کشور را مسدود کنند. لذا آنان قانون تعلیق همکاری با آژانس بینالمللی اتمی و زمزمههای خروج ایران از پیمان NPTرا در دستور کار قرار دادند و نامهای با امضای71 نماینده به سران قوا و اعضای شورای عالی امنیت ملی مبنی بر درخواست خروج از NPT و دستیابی به سلاح هستهای نوشتند و برای به ثمر رساندن هر دو، تلاش خود را کردند اما نتوانستند به هدف خود دست یابند. در این مسیر تندروی آنها تا جایی پیش رفت که حتی به شخص اول کشور نیز توصیه و درخواست نمودند که فتوای خود را پس گرفته و با تغییر دکترین دفاعی کشور، اجازه ساخت سلاح هستهای را صادر کند.
صدای خاوران-اما در پاسخ به سؤال در پسا اسنپبک چه باید کرد؟ صاحبنظران مختلف اظهارنظر نمودهاند. سیدجلال ساداتیان، سفیر سابق ایران در انگلستان درباره شرایط ایران پس از بازگشت تحریمها میگوید: «این شرایط میتوانست رُخ ندهد. فرصتهای زیادی برای جلوگیری از کشیدن کار به این نقطه وجود داشت. چقدر در زمان آقای روحانی، آقای ظریف گفت بگذارید این توافق انجام و برجام احیا شود. یا اینکه بعداً در دولت آقای رئیسی هم تا پای احیای آن رفتند اما هر بار به وسیلهای جلوی آن گرفته شد که شاخصترینش "تئوری زمستان سخت" بود. در هرصورت این اتفاق رُخ داد و به نظر من سه حالت و سناریو پیش روی ایران است.
صدای خاوران-اصولا بستن دهان منتقدان راه را بر چاپلوسان میگشاید و اینگونه است که دشمنان و بدخواهان و جاسوسان با توسل به این شیوه در مراکز حساس و اطراف افراد تاثیرگذار نفوذ کرده و نرم و مخملی ضربه میزنند. چاپلوسی و گسترش آن در جامعه همانند موریانه اساس مُلک و مملکت را از درون سست و ویران میسازد و زمانی افراد متوجه میشوند در دام کرنشگران مدیحهسرا گرفتار شدهاند که خیلی دیر شده و راه برای جبران بسته است از این روی بر حاکمان فرض است که از همان ابتدا نگذارند این شیوه شیوع پیدا کند.
صدای خاوران-در این اوضاعواحوال با رخ دادن فجایعی در غزه، دفع تجاوز اخیر علیه ایران در جنگ 12روزه توسط مردم و نیروهای مسلح ایران و بیثباتسازی مداوم سوریه، رئیس دستگاه دیپلماسی دولت دوازدهم، گفت: نظم جهانی به یک راهحل پایدار با ابتکار دیپلماتیک جسورانه نیاز دارد. او ادامه داد؛ گسترش روابط با همسایگان و کشورهای جنوب جهانی، ایجاد شراکت منطقهای جدید میان کشورهای مسلمان غرب آسیا و از سرگیری گفتوگو با اروپا و ایالاتمتحده هرچند بعضیها خیلی از آتشافروزی خوششان میآید. منابع دیپلماتیک غربی هم از سفر مشاور امنیت ملی و معاون وزیر امورخارجه سوئیس و پیامی که او از سوی نماینده ویژه رئیسجمهور آمریکا به تهران با مضمون آمادگی واشنگتن برای مذاکرات با ارائه تضمین عدم وقوع جنگ در جریان مذاکرات آورده بود؛ خبر دادند. در این گیرودار البته تغییراتی در ترکیب شورای عالی امنیت ملی کشورمان رخ داد؛ اما شاهد صحبت جدیدی نبودیم. بههرحال در دستگاه دیپلماسی کشور و شورای امنیت ملی، با خطونشانهای فعال شدن ماشه هماهنگیها بیشتر شده و در هفتههای آینده باید منتظر باشیم ببینیم این تغییرات میتواند در ایجاد ابتکارات جدید مؤثر باشد یا خیر؟ هرچند پیام سفر لاریجانی به لبنان؛ میتواند جنگ قریبالوقوع ایران و اسرائیل باشد؛ زیرا در سفر اخیر به بیروت بهصراحت اعلام کرد؛ تهران آغاز جنگ مجدد با اسرائیل را قریبالوقوع میداند و انتظار دارد زرادخانه حزبالله دستنخورده باقی بماند. هرچند لبنان از سوی آمریکا برای خلع سلاح این گروه شدیداً تحتفشار است. در حالیکه ضربالاجل تعیینشده درباره فعالسازی مکانیسم ماشه هم در حال سپری شدن است، شواهدی دال بر کنشگری فعال ایران و کشورهای غربی (امریکا و تروییکای اروپایی) دیده نمیشود. در این میان اسرائیل برای تصرف غزه خیز برداشت و حماس در بیانیهای اعلام کرد؛ طرحهای نظامی اسرائیل برای فتح شهر غزه، نشاندهنده «بیتوجهی آشکار» دولت آن به تلاشها برای برقراری آتشبس و آزادی گروگانهاست.
صدای خاوران-اما این تخریبها در حالی صورت میگیرد که رهبری بهصراحت اعلام کردند که «موفقیت این دولت، موفقیت نظام جمهوریاسلامی است، شکست آن شکست نظام.»، اما تندروها برای به گِل نشاندن کشتی دولت و گرفتن جای پزشکیان و یارانش حاضرند به توصیههای رهبری هم بیاعتنا بمانند. به قول محمد سالاری فعال سیاسی اصلاحطلب: «سابقه این افراد نشان میدهد که بهرغم اینکه در ظاهر موضوع دفاع از ولایت، رهبری و ارزشهای انقلابی، دینی و مذهبی برایشان اولویت و خط قرمز است اما بارها و بارها نشان دادهاند که زمانی که منافعشان در خطر باشد و هسته اصلی قدرت اعم از رهبری و سایر نهادهای منتسب به حاکمیت تصمیمی موافق ملت و بستر جامعه میگیرند و مخالف این طیف تندرو هستند، آنها در مقابل تصمیمات حاکمیت که به نفع ملت و جامعه است، میایستند.»
صدای خاوران-این اندک مختصر را، به واسطهی علایق شخصی گردآوری و انشا کردم؛ تا به علل شکست کودتاها و انحراف انقلابها پیببریم؛ نیز تندروان داخلی که راه بر هرگونه اصلاح ساختاری خردمندانه و کمهزینه میبندند؛ و مضاف بر آن، نسلهایی که در دو دوره تحول تاریخی معاصر (کودتای 28 مرداد 32 و انقلاب 57)حضور نداشته و اینک خود را طلبکار پدران و نسلهای پیش از خود میشمارند،تا بدانند دیگرگونیهایی از این دست، حاصل یک سلسله عوامل متعددِ پیدا و پنهان داخلی و خارجی، و مجموعهای از اتفاقات و تجارب تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و... در نهایت (بهویژه انقلاب) اجماع اکثر قریب به اتفاق مردم، و تحولگرایان عدالتخواه و اومانیست است، که با امید به دستیازی به شرایط بهتر و انسانیتر،گاه جان بر سر آرمان میگذارند؛ باید دانست که عوامل فوقالذکر و صدها عامل ناگفته دیگر، باعث شد تا 35 سال پس از آن دوره آرمانی ـ تاریخی، به انقلاب 57 منجر شود.
صدای خاوران-گویی رسم شده تا هرکسی میخواهد حرفش را به کرسی بنشاند به سراغ هیاهو و اقدامات خلاف قانون میرود. گویی فراموش کردهایم با منطق و استدلال هم میتوانیم حرفمان را پیش ببریم. انگار هرکسی بلندتر داد بزند، موفقتر خواهد بود. این یعنی صدای بیقانونی در کشور بلندتر از صدای قانون شده است. اگر این منوال ادامه پیدا کند دیگر نمیتوانیم امید داشته باشیم کسی به دنبال منطق برود. در این راستا کار اساسی رسانهها تعریف منافع مردم است. اگر رسانهها تریبون گویای مردم نباشند مردم حرفشان را کجا بزنند. بنابراین ما باید مشکلات مردم را بگوییم. اگر رسانهای این مشکلات را بیان نکند دیکتاتوری و خفقان در جامعه شکل میگیرد. اما آنچه که شرط است در بیان رسانههاست که انصاف را رعایت کنند. مطالبات مردم را بگوییم، اقدامات مسئولان را بگوییم و داوری کنیم و اگر مسئولی معدلاش پایین بود حتما باید نقد شود؛ چرا که هم به مردم خیانت میکند و هم به نظام.