• امروز : یکشنبه, ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 20 September - 2026

صدای خاوران

تنگه هرمز، سرمایه‌ای که نباید بیهوده مصرف شود

تنگه هرمز، سرمایه‌ای که نباید بیهوده مصرف شود

صدای خاوران-ایران برای افزایش قدرت چانه‌زنی خود در برابر قدرت‌های بزرگ و کشورهای منطقه، به ابزارهایی بیش از توان نظامی نیاز دارد. جغرافیا یکی از مهم‌ترین این ابزارهاست. تنگه هرمز به ایران امکان می‌دهد در مذاکرات منطقه‌ای و بین‌المللی، وزن بیشتری داشته باشد؛ اما این وزن زمانی افزایش می‌یابد که ایران بتواند نشان دهد امنیت هرمز برای همه مهم است و ایران نیز در صورت تأمین منافع مشروع و امنیت خود، خواهان ثبات و تداوم کشتیرانی است. در چنین چارچوبی، هرمز می‌تواند از یک «تهدید» به یک «مزیت مذاکره» تبدیل شود. واقعیت این است که ایران در شرایطی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگری به استفاده هوشمندانه از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی خود نیازمند است. اقتصاد ایران، تجارت خارجی و روابط منطقه‌ای کشور به ثبات نیاز دارد. در چنین شرایطی، تنگه هرمز باید بخشی از راهبرد افزایش قدرت ملی باشد، نه ابزاری برای تشدید ناخواسته بحران‌ها. البته این سخن به معنای چشم‌پوشی از حقوق یا منافع امنیتی ایران نیست. هیچ کشوری نمی‌تواند در برابر تهدیدهای جدی علیه امنیت و حاکمیت خود بی‌تفاوت باشد. مسئله، اصل استفاده از قدرت نیست؛ مسئله، زمان، هدف، سطح و شیوه استفاده از آن است. اگر تهدیدی واقعی علیه ایران شکل بگیرد، طبیعی است که جمهوری اسلامی باید ابزارهای لازم برای دفاع از خود را در اختیار داشته باشد. اما بین «داشتن گزینه» و «استفاده از گزینه» فاصله‌ای بسیار مهم وجود دارد.

مرکز آموزش عالی کاشمر؛ قطب امید یا نماد شکست
ادغام مرکز آموزش عالی کاشمر در کانون شوک و غفلت

مرکز آموزش عالی کاشمر؛ قطب امید یا نماد شکست

 رکود ۱۰ ساله؛ اعتراف تلخ فرماندار به «خمودگی مدیریتی» فرماندار کاشمر، در مواجهه با نگرانی‌ها از احتمال تعطیلی مرکز یا ممنوعیت جذب رشته‌ها، با نگاهی واقع‌گرایانه اما تلخ، وضعیت را محصول یک روند طبیعی دانست. محمد قربانی با اشاره به این‌که بیش از۱۰ سال از افتتاح این مرکز می‌گذرد، تأکید کرد: ما هیچ توسعه ساختاری، […]

راه‌آهن کاشمر؛ میان مصوبه ‏های روی کاغذ و جمله تلخِ «هرگز نمی‌رسد!»

راه‌آهن کاشمر؛ میان مصوبه ‏های روی کاغذ و جمله تلخِ «هرگز نمی‌رسد!»

صدای خاوران- مسئله راه‌آهن کاشمر را نمی‌توان صرفاً یک اختلاف فنی درباره چند کیلومتر مسیر دانست. این پروژه به آینده اقتصادی منطقه مربوط است. اگر قرار باشد راه‌آهن از منطقه عبور کند اما شهر کاشمر، به عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز جمعیتی، کشاورزی، صنعتی و خدماتی منطقه، تنها یک خط فرعی یا آنتنی داشته باشد، باید پرسید این تصمیم دقیقاً بر اساس چه مطالعاتی گرفته شده است؟ اگر مطالعات کارشناسی نشان می‌دهد اتصال مستقیم کاشمر توجیه اقتصادی ندارد، مردم حق دارند این مطالعات را ببینند و بدانند شاخص‌های اقتصادی، جمعیتی، بار، مسافر و ظرفیت‌های صنعتی و کشاورزی چگونه محاسبه شده است. یادمان باشد اگر با دیدگاه "توجیه ندارد" پیش بریم ، شاید مجوز منطقه ویژه اقتصادی هم برای این شهرستان دریافت نمی‌شد

ترشیز در تنگنای راه، آب و برق؛ سرمایه‌گذاری پشت دروازه زیرساخت‌ها

ترشیز در تنگنای راه، آب و برق؛ سرمایه‌گذاری پشت دروازه زیرساخت‌ها

صدای خراسان-این نماینده مجلس با تأکید بر ضرورت بازنگری در نقشه توسعه منطقه، خواستار توجه هم‌زمان به زیرساخت‌های زمینی، ریلی و هوایی شد و گفت: اجرای پروژه‌هایی مانند اتوبان، راه‌آهن و فرودگاه باید با توجه به توجیه اقتصادی و اولویت کریدورهای ترانزیتی دنبال شود.  وی درباره فرودگاه شهید مدرس نیز بیان کرد: به دلیل عبور باند پیشنهادی از مسیر سیلاب، مقرر شده است توجیه اقتصادی طرح دوباره بررسی و در صورت نیاز، مشکل فنی آن رفع یا جانمایی پروژه تغییر کند. 

نگرانی از کمرنگ‌شدن هویت طلبگی در آموزش و پرورش

نگرانی از کمرنگ‌شدن هویت طلبگی در آموزش و پرورش

صدای خاوران-امام‌جمعه موقت کاشمر در ادامه، نابسامانی و ناهماهنگی در سرویس‌های ایاب و ذهاب مدارس و مشخص نبودن متولی آن را از مهم‌ترین دغدغه‌های والدین دانست و گفت: موضوع دریافت هزینه در مدارس دولتی نیز همچنان برای مردم محل پرسش است؛ زیرا با وجود تأکید بر رایگان‌بودن تحصیل در مدارس دولتی، در عمل هزینه‌هایی از خانواده‌ها دریافت می‌شود. وی همچنین بر لزوم بازنگری و اتخاذ تصمیم‌های تازه درباره نماز جماعت مدارس تأکید کرد و افزود: حضور روحانیون در آموزش و پرورش، هرچند بر اساس قانون است و اعتراضی به اصل آن نداریم، اما نباید به تضعیف هویت طلبگی و حوزوی آنان منجر شود.

یک کلمه؛ ۱۵۰ سال انتظار برای حکومت قانون

یک کلمه؛ ۱۵۰ سال انتظار برای حکومت قانون

صدای خاوران-امروز، یکصد و بیست سال پس از فرمان مشروطه و یکصد و پنجاه سال پس از نگارش رساله‌ی «یک کلمه»، هم‌چنان بر سر همان چهارراه تاریخی ایستاده‌ایم. توسعه، عدالت، سرمایه‌گذاری، اعتماد عمومی، کاهش مهاجرت نخبه‌گان، تعامل سازنده با جهان و حتی امنیت پایدار، همگی از یک سرچشمه سیراب می‌شوند: حکومت قانون. شاید بزرگ‌ترین پیام مستشارالدوله برای نسل امروز همین باشد که هیچ جامعه‌ای با قهرمانان نجات پیدا نمی‌کند؛ ملت‌ها را نهادهای مستقل، قانون عادلانه و اجرای برابر آن می‌سازد. قانون، اگر برای همه نباشد، برای هیچ‌کس نخواهد ماند. و چه تلخ است که پس از گذشت یکصد و پنجاه سال، هنوز می‌توان تاریخ معاصر ایران را با همان عنوان رساله کوچک یوسف‌خان‌ مستشارالدوله روایت کرد؛ «یک کلمه». زیرا هنوز مهم‌ترین مطالبه ایرانیان، نه واژه‌ای تازه، بلکه تحقق همان واژه کهن است؛ قانونی که بر فراز همه بایستد، نه در خدمت برخی و نه علیه برخی. روزی که این رؤیا محقق شود، شاید بتوان گفت قطار مشروطه، پس از یک و نیم قرن، سرانجام به مقصد رسیده است. به ایستگاه "یک کلمه": قانون

آقایان نماینده، گریه نکنید، بمیرید!

آقایان نماینده، گریه نکنید، بمیرید!

صدای خاوران-این همه غفلت و بی‌خبری برای یک نماینده مجلس قابل تصور نیست! آیا جناب ایشان مشکلات ریز و درشت مملکت را ندیده و از آن خبر ندارد، یا بی‌حجابی را از همه‌ی آن‌ها مهمتر می‌داند؟! وی نمی‌داند تورم و گرانی سرسام آور شده است و در این سرزمین پدرانی هستند که شب‌ها دیر به خانه می‌آیند تا با فرزندان گرسنه‌ی خویش چشم در چشم نشوند و هستند مادرانی که برای سیر کردن شکم فرزندان خود تن فروشی می‌کنند! آیا ایشان خبر دارند که همه روزه در جای جای این سرزمین جان‌های عزیزی ستانده می‌شود؟ در یک سو خون افراد بی‌گناه بر آسفالت بی‌کیفیت جاده‌های غیراستاندارد می‌ریزد و آن سوی دیگر دریا که باید محل آسودگی و آرامش خاطر باشد چون اژدهایی وحشتناک جوانان را به کام مرگ می‌کشد!

از شهرنشینی تا شهروندی

از شهرنشینی تا شهروندی

صدای خاوران-هنوز کسانی هستند که کوچه یا خیابان مجاور منزل خود را ملک اختصاصی خویش می‌پندارند و از توقف و پارک خودروی دیگران در فضای عمومی آزرده، و گاه برافروخته می‌شوند. برخی صاحبان مغازه‌ها، نه تنها پیاده‌رو را اشغال می‌کنند، بلکه حاشیه خیابان مقابل محل کسب خویش را نیز حق مسلم خود می‌دانند. رانندگانی که خودرو را دوبله پارک می‌کنند، کسانی که پیش از سبز شدن چراغ راهنمایی با بوق‌های ممتد آرامش شهر را برهم می‌زنند، افرادی که در صف نانوایی، بانک یا اداره به واسطه آشنایی و رابطه، نوبت دیگران را نادیده می‌گیرند، همگی نشانه و نمونه‌هایی از فاصله میان "شهرنشینی" و "شهروندی" هستند.