در جوامعِ دینمدار که آحادِ مردم به اصول اخلاقی پایبندند، همواره سایهی سنگینِ فرصتطلبی نیز وجود دارد؛ کسانی که در کمین نشستهاند تا از احساساتِ پاکِ مذهبی و عواطف انسانیِ جامعه، بهرهبرداری شخصی کنند.
همهی ما بهخوبی به یاد داریم که چگونه در دهههای گذشته، مؤسسات مالی و صندوقهای قرضالحسنهی فاقد مجوز، همچون قارچ در گوشهوکنار شهرها روییدند. این مؤسسات در عرض چند سال، مبالغ کلانی از سرمایههای خرد و کلانِ مردم را بلعیدند و ضربهای هولناک بر پیکرهی اقتصادِ نحیف و تحتفشارِ کشور وارد کردند. استفاده از نامهای مقدس، بهکارگیری چهرههای بهظاهر موجه، و شعارِ «قرضالحسنه» و «ثواب اخروی»، جاذبههای نیرومندی بود که اعتماد مردم را جلب کرد؛ اما سرانجامِ کار، چنان شد که دیدیم و دیدند.
این روزها، در سایهی تورم افسارگسیخته و وضعیتِ نابسامانِ معیشتی، حالِ بخش بزرگی از جامعه خوب نیست. در این میان، بسیاری از دلسوزان با مشاهدهی رنجِ اطرافیان، تاب نمیآورند و دستبهکار میشوند تا با جمعآوری کمکهای مردمی در فضای واقعی و مجازی، مرهمی بر دردهای همنوعان بگذارند. این نیتِ خیرخواهانه، بهدلیلِ روحیه ایثارگریِ مردم، قطعاً مورد استقبال قرار میگیرد؛ اما تردیدی نیست که تداومِ این رویه، عاقبتِ خوشی نخواهد داشت. این شیوه، نهتنها عدهای سودجو را به سوءاستفاده از این «بازارِ همدلی» تحریک میکند، بلکه در درازمدت، اثرِ اقدامات خیرخواهانه را خنثی کرده و به باورهای اعتقادی جامعه آسیب جدی وارد خواهد کرد.
اصولاً در کشوری که نهادهای رسمیِ حمایتی، همچون سازمان بهزیستی و کمیته امداد، با بودجههای کلانِ دولتی صرفاً برای دستگیری از نیازمندان تأسیس شدهاند، باید پرسید چرا عملکردِ این نهادها به جای «تجمیع و نظارت دقیق»، به سمتِ «موازیکاری» سوق یافته است؟ لازم است از اقداماتِ شخصی و بدونضابطه جلوگیری شود و انرژیِ فعالانِ اجتماعی، بهجای هدر رفتن در مسیرِ جمعآوری کمکهای خُرد، به سمتِ «مطالبهگریِ فرهنگی» و «ریشهیابیِ فقر» هدایت شود.
تأسفبار است که در کشوری با اینهمه ثروتهای خدادادی (منابع زیرزمینی، اقلیم چهارفصل، میراث فرهنگی غنی و…) که بهتنهایی میتواند آحاد جامعه را بینیاز کند، وقتِ مردم و گروههای مرجع صرفِ «گداییِ مدرن» و جمعآوری کمکهای معیشتی میشود!
حقیقت این است که اگر مردم به حقوقِ خویش آگاه باشند و آن را بدون لکنت و ترس مطالبه کنند، و اگر دولتمردان در قبالِ وظایفِ خود بازخواست شوند و خود را نسبت به مردم پاسخگو بدانند، بهمراتب کمتر شاهد فقر و تنگدستی خواهیم بود.
اگر در ماه محرم، بهجای تأکیدِ صرف بر شور و هیجان، تلاشها بر «گسترش شعور اجتماعی» معطوف گردد و مردم با تأسی به سرور آزادگان، امام حسین(ع)، در برابرِ صاحبان «زر، زور و تزویر» قد علم کنند، مشکلات بهصورتِ ریشهای حل خواهد شد. در چنین فضایی، دیگر نیازی به پرداختنِ موردی و مسکّنی به اینگونه مسائل نخواهد بود و زمینههای سوءاستفاده نیز از میان میرود.
مردمانی که برای دریافتِ بدیهیترین حقوقِ شهروندیشان، منتظرِ «صدقه» و «کمکهای موردی» باشند، طعمههایی دلچسب برای فرصتطلبان خواهند بود. به یاد داشته باشیم؛ کسی که به «دریافتِ بیزحمت» عادت کند، در برابرِ پایمال شدنِ حقوقِ مسلمش نیز سکوت خواهد کرد و این، آغازِ سقوطِ جامعه است.





