کیسه زبر و دستهای دلاک؛ روایتی از حمامهای سنتی و شغلی که به خاطره پیوست
بازخوانی یک آیین فراموششده در فرهنگ عامه خراسان رضوی
در هیاهوی زندگی مدرن و در روزگاری که امکانات رفاهی خانهها، مفهوم حمام عمومی را از زندگی روزمره مردم حذف کرده است، واژههایی مانند «حمام خزینه»، «صحن حمام»، «لُنگ»، «کیسهکشی» و «دلاکی» برای بسیاری از جوانان امروز، تنها مفاهیمی قدیمی و دور از تجربه زیسته به نظر میرسند؛ اما برای نسلهای گذشته، حمام عمومی فقط مکانی برای نظافت نبود، بلکه بخشی از زندگی اجتماعی، فرهنگی و عاطفی مردم به شمار میرفت.
حمامهای سنتی، بهویژه در شهرها و روستاهای خراسانرضوی، فضایی سرشار از خاطره، صمیمیت، گفتوگو و حتی نوعی آرامش جمعی بودند. مردم در این مکانها نهتنها تن را از غبار کار و زندگی روزانه میشستند، بلکه با هممحلهایها دیدار میکردند، اخبار محله را میشنیدند، از دردها و دغدغههایشان میگفتند و گاه با بدنی سبک و روحی آرام از حمام بیرون میآمدند.
در میان همه آیینها و خدمات حمامهای قدیمی، شغل «کیسهکشی» یا «دلاکی» جایگاه ویژهای داشت؛ شغلی که امروز در شمار مشاغل فراموششده قرار گرفته، اما در حافظه قدیمیها همچنان زنده و پررنگ است.
محمد دهقان، پژوهشگر فرهنگ عامه، درباره جایگاه دلاکها در حمامهای عمومی و سنت کیسهکشی، میگوید: در حمامهای عمومی، فردی که خدمات کیسهکشی، مشتومال و گاهی خدمات دیگر را انجام میداد، با عنوان «دلاک» شناخته میشد.
به گفته وی، دلاک کسی بود که لُنگی روی صُفّه یا سکوی حمام پهن میکرد، فرد روی آن دراز میکشید و پس از آن، مشتومال و کیسهکشی آغاز میشد. در این فرآیند، چرک از پوست جدا میشد و فرد پس از پایان کار، احساس سبکی و تازگی میکرد.
دهقان با اشاره به آیینهای خاص حمامهای قدیمی اظهار میکند: در گذشته، افراد پس از ورود به حمام، مدتی در فضای گرم و بخارآلود آن میماندند تا منافذ پوست باز شود. سپس نوبت به کیسهکشی میرسید. در شیوه شهری، دلاک لُنگی پهن میکرد و مراجعهکننده روی آن دراز میکشید؛ اما در برخی روستاها، از کیسهای به اندازه کف دست استفاده میشد که شیارهای درشتی داشت و روی آن «رُشیه» میریختند. این کیسه را روی بدن کودکان و بزرگسالان میکشیدند تا چرک بدن جدا شود.
او ادامه میدهد: قدیمیها میگفتند بعد از یک کیسهکشی درست و حسابی، بدن آنقدر سبک میشد که وقتی فرد به خانه میرسید، خوابش میبرد. این احساس سبکی، بخشی از تجربه مشترک نسلهایی بود که حمام عمومی را بهعنوان بخشی از زندگی خود میشناختند.
این پژوهشگر فرهنگ عامه با تأکید بر اینکه کیسهکشی امروز به یکی از مشاغل فراموششده تبدیل شده است، بیان میکند: اگر امروز از بسیاری از جوانان بپرسید کیسهکشی چیست، شاید پاسخ روشنی نداشته باشند؛ اما اگر همین پرسش را از سالمندان و بزرگان خراسان بپرسید، با انبوهی از خاطره و روایت روبهرو میشوید. آنها گرمای صحن حمام، بوی عطرها و صابونهای قدیمی، صدای آب، بخار فضای حمام و حس سبکی پس از خروج را هنوز به خاطر دارند.
به گفته دهقان، این خاطرات فقط یادآور یک شیوه نظافت سنتی نیست، بلکه بخشی از هویت فرهنگی مردم است؛ هویتی که با تغییر سبک زندگی، گسترش امکانات خانگی و تخریب بسیاری از حمامهای قدیمی، آرامآرام به میراثی ناملموس تبدیل شده است.
او در ادامه با اشاره به اصطلاح «کیسهبُر» توضیح میدهد: گاهی به دلیل فشار زیاد یا نداشتن مهارت کافی، کیسهکش باعث آسیبدیدن لایه رویی پوست میشد. در چنین مواردی میگفتند فلانی «کیسهبُر» کرده است؛ یعنی آنقدر محکم کیسه کشیده که پوست آسیب دیده و فرد تا چند روز یا حتی یک هفته درد و سوزش داشته است.
دهقان میافزاید: کیسهکشهای ماهر کسانی بودند که تعادل میان نظافت، فشار دست، مشتومال و حفظ سلامت پوست را رعایت میکردند. این مهارت، ساده به نظر میرسید، اما در عمل نیازمند تجربه، شناخت بدن و تسلط بر کار بود. امروز که این شغل تقریباً از زندگی روزمره مردم کنار رفته، کمتر کسی این ظرافتها را به یاد میآورد؛ اما در خاطرات قدیمیها، نام دلاکهای ماهر و حتی دلاکهای بیمهارت محله هنوز زنده است.
این پژوهشگر فرهنگ عامه یادآور میشود: دلاکها در گذشته گاهی فقط کیسهکش نبودند. بر خی از آنها کار سلمانی انجام میدادند و حتی در مواردی، نقش دندانکشهای سنتی را نیز بر عهده داشتند. در واقع حمامهای عمومی، مراکزی چندمنظوره بودند که در کنار بهداشت، به برخی نیازهای اولیه مردم نیز پاسخ میدادند؛ نقشی که امروز میان آرایشگاهها، درمانگاهها، کلینیکها و داروخانهها تقسیم شده است.
دهقان با تأکید بر جنبه انسانی و اجتماعی کیسهکشی اظهار میکند: کیسهکشی فقط یک عمل فیزیکی نبود. مردم از فضایی که این کار در آن انجام میشد نیز خاطره دارند؛ از همصحبتیها، شوخیها، گفتوگوها و گرمایی که نهفقط از بخار حمام، بلکه از روابط انسانی آن روزگار میآمد.
وی با ابراز تأسف از تخریب بسیاری از حمامهای قدیمی که بخشی از هویت فرهنگی خراسان رضوی بودهاند، میگوید: وقتی بزرگان از حمامهای قدیمی حرف میزنند، فقط از آب و صابون سخن نمیگویند. آنها از دستهای دلاک میگویند؛ دستهایی که گاهی دردهای عضلانی را تسکین میداد. اصطلاح «دستگرمی دلاک» ریشه در همین باور داشت که گرمای کف دست و فشار آن میتواند خاصیت درمانی داشته باشد.
این پژوهشگر، با اشاره به جایگاه اجتماعی دلاکها در گذشته بیان میکند: دلاکها در برخی محلهها افرادی مورد اعتماد بودند. گاهی نقش میانجی را ایفا میکردند، پیامها را منتقل میکردند یا در حل اختلافات کوچک محلی اثرگذار بودند. آنها با همه قشرهای جامعه در ارتباط بودند؛ از تاجر و بازاری گرفته تا کارگر و کشاورز. همه در حمام، در یک صف انتظار برای کیسهکشی قرار میگرفتند و همین فضا نوعی برابری اجتماعی ایجاد میکرد.
دهقان، حذف حمامهای عمومی و کمرنگشدن شغل دلاکی را نتیجه تغییرات سریع ساختاری، اقتصادی و فرهنگی میداند و میافزاید: گسترش لولهکشی آب و گاز، ساخت خانههای ویلایی و آپارتمانی با حمامهای شخصی، تغییر الگوهای بهداشتی، دگرگونی سبک پوشاک و ورود شیوههای جدید نظافت فردی، باعث شد نیاز مردم به حمامهای عمومی و خدمات کیسهکشی کاهش یابد.
با این حال، به باور او، فراموشی این شغل نباید به معنای فراموشی ارزش فرهنگی آن باشد. کیسهکشی، دلاکی و حمامهای سنتی بخشی از تاریخ اجتماعی مردم خراساناند؛ تاریخی که در دل خاطرات سالمندان، در واژههای محلی، در اصطلاحات قدیمی و در روایتهای خانوادگی باقی مانده است.
امروز شاید دیگر صدای ریختن آب در صحن حمامهای قدیمی، بخار گرم خزینه، صدای دلاک و صف انتظار برای کیسهکشی کمتر شنیده شود؛ اما این آیینها، درسهایی از زندگی ساده، جمعی و اصیل گذشته را به همراه دارند. آنها به ما یادآوری میکنند که پشت دیوارهای زندگی مدرن و امکانات امروز، ریشههایی عمیق و ارزشمند از فرهنگ مردم نهفته است؛ ریشههایی که اگر روایت نشوند، آرامآرام از حافظه جمعی پاک خواهند شد.







