در روزگاری که کشور در معرض فشار، تهدید و جنگ روایتها قرار دارد، مهمترین سرمایهای که میتواند ایران را از گردنههای سخت عبور دهد، نه هیاهوی سیاسی است و نه رقابتهای فرساینده؛ بلکه “وحدت، انسجام و عقلانیت ملی” است. امروز سخن از یک توصیه اخلاقیِ معمولی نیست؛ سخن از ضرورتی است که بقای کشور، آرامش مردم و کارآمدی مدیریت را به آن گره زدهاند.
تأکیدهای چندباره رهبر معظم انقلاب بر حفظ وحدت و انسجام داخلی، در واقع روشنترین هشدار به همه جریانها، تریبونها و فعالان رسانهای است که مبادا در این میدان حساس، آتش اختلاف را شعلهورتر کنند. پیام اخیر ایشان نیز بار دیگر نشان داد که مسئله وحدت، یک اولویت مقطعی یا شعاری نیست، بلکه یک “تکلیف راهبردی” است؛ تکلیفی که از همه دلسوزان کشور میخواهد در گفتار، تحلیل و موضعگیری، مصالح ملی را بر منافع جناحی و هیجانهای زودگذر مقدم بدانند.
در این میان، آنچه در سطح شهرستان نیز قابل توجه است، همصدایی مسئولان محلی در این اصل مهم است. امامجمعه، فرماندار و نماینده شهرستان، هر یک از زاویهای متفاوت اما با یک منطق مشترک، بر ضرورت “پرهیز از تخریب، حفظ آرامش و تقویت انسجام ملی فراتر از تفکرات سیاسی” تأکید داشتهاند. این همجهتی، پیام روشنی دارد: شرایط امروز، میدان تسویهحسابهای لفظی و تخریبگری نیست؛ بلکه میدان مسئولیتپذیری، همدلی و حفظ خطوط قرمز ملی است.
با این حال، جای تأسف است که هنوز برخی تریبونداران، یا عمق حساسیت شرایط را درک نکردهاند یا عامدانه خود را از این واقعیت دور نگه داشتهاند. در چنین وضعیتی، ادامه انتقادهای تند، تخریبهای بیمحابا و اتهامزنیهای رسانهای علیه مسئولان کشور یا منطقه، نه نشانه دلسوزی است و نه مطالبهگری مسئولانه؛ بلکه عملاً به تضعیف جبهه داخلی و فراهمکردن خوراک برای دشمن منجر میشود. کسی که امروز بر آتش شکاف داخلی میدمد، هر نامی که بر کار خود بگذارد، در عمل به سود همان جریانی حرکت میکند که جز ضربه زدن به ایران هدفی ندارد.
واقعیت این است که ما با شرایطی عادی و معمولی روبهرو نیستیم. ماهیت تحمیلی جنگ، نقض عهد طرف آمریکایی و استمرار خصومت دشمن، بهروشنی نشان میدهد که کشور در وضعیتی قرار دارد که “اولویت نخست آن دفاع از میهن، حفظ تمامیت ارضی، تقویت همبستگی ملی و حمایت از دولت منتخب و مدافعان کشور” است. در چنین شرایطی، هرگونه تلاش برای برجستهسازی اختلافات داخلی، وارونهنمایی واقعیتها و تخریب نیروهای خودی، چیزی جز خدمت به پروژه تضعیف ایران نیست.
از همین رو، باید صریح گفت که اولویت جامعه امروز، بحثهای فرسایشی درباره آتشبس، توافق یا مذاکره با طرفهای بیاعتبار نیست؛ اولویت، «ایستادگی، انسجام، بازسازی، تابآوری و اداره درست کشور» است. مردم ایران در سختترین شرایط هم نشان دادهاند که میتوانند زندگی را ادامه دهند، اقتصاد را زنده نگه دارند و در عین مقاومت، امید را حفظ کنند؛ اما این مهم تنها زمانی ممکن است که مسئولان، رسانهها و تریبونداران، بهجای تشدید التهاب، بر آرامسازی فضا و تقویت سرمایه اجتماعی تمرکز کنند.
در کنار همه اینها، نباید از مطالبه عدالت، انتقام مشروع، خونخواهی و پیگیری حقوقی و سیاسی جنایات و ترورهای صورتگرفته غفلت کرد. این مطالبه، نه هیجانزدگی است و نه افراط؛ بلکه بر پایه قانون، اخلاق و دین استوار است و از الزامات امنیت پایدار بهشمار میرود. جامعهای که نسبت به جنایت علیه فرزندانش بیتفاوت بماند، آرامش پایدار نخواهد دید. اجرای عدالت، شرط بازگشت اعتماد، بازدارندگی و تداوم زندگی عادی مردم است.
امروز بیش از هر زمان دیگر باید پذیرفت که “ایران، بیش از هر چیز به انسجام نیاز دارد”. اختلافنظر طبیعی است، اما تخریب، تفرقه و بیانضباطی رسانهای، نه حق مردم است و نه خدمت به کشور. اکنون زمان آن رسیده است که همه، بهویژه آنان که تریبون در اختیار دارند، درک کنند که شرایط، شرایطِ وحدت است؛ نه میدان جدلهای پرهزینه. و این دقیقاً همان حقیقتی است که هم رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید دارند و هم مسئولان دلسوز توقع اجرای آم را دارند.







