کاشمر و توسعه پایدار شهری؛ برنامهای واقعی یا شعاری تکراری؟
کاشمر در محاصره گرمای شهری؛
زنگ خطر؛ واکاوی پیامدهای عادیسازی ناهنجاریهای اخلاقی و فروپاشی کیان خانواده
زندان کاشمر؛ نیمهتمام یا فرسوده؟
اگر مخالفان مذاکرات حق تجمع دارند، موافقان هم دارند
ترجیح عقلانیت ایرانی بر دیدگاههای آخرالزمانی
بازار و آزمون «عدالت»
هنر مرشدي، جايي که ضرب با عشق گره ميخورد
ثبت 612 سند مالکیت؛ گامی مهم در صیانت از دارایی های شهرداری کاشمر
خلع ید از سایت امدادی ترشیز؛ جفا به حقوق مردم منطقه
صدای خاوران-استاندار خراسانرضوی تصریح کرد: نباید اجازه داد هر فرد یا جریانی هر اقدامی که میخواهد انجام دهد. امیدواریم چنین اتفاقاتی تکرار نشود. وی در پایان گفت: شرایط کشور حساس و ویژه است و امیدواریم همانگونه که در مراحل گذشته از آزمونها سربلند بیرون آمدهایم، از این مرحله نیز با موفقیت عبور کنیم.
صدای خاوران-بدون تردید، مشارکت گسترده مردم در انتخابات شوراها، پشتوانهای مهم برای شوراهای آینده خواهد بود و به افزایش کارآمدی مدیریت شهری کمک خواهد کرد. این مشارکت زمانی محقق میشود که سه اصل اساسی رعایت گردد: قانونمداری در تأیید و رد صلاحیتها، پرهیز از رفتار جناحی و حذف یکسویه جریانهای سیاسی و تقویت باور عمومی به سلامت، صلاحیت و شایستگی داوطلبان. در نهایت باید گفت که مشارکت حداکثری یک دستور اداری یا شعار سیاسی نیست، بلکه نتیجه طبیعی اعتماد مردم به سلامت روند انتخابات است. هیئتهای نظارت در این مسیر نقشی تعیینکننده دارند و عملکرد آنان میتواند یا زمینهساز امید اجتماعی و حضور گسترده مردم باشد یا موجب دلسردی و فاصله گرفتن جامعه از فرآیندهای انتخاباتی.
صدای خاوران-در وضعیت کنونی، ایران و ایرانیان نه تنها در تنگنا بلکه در وضعیت بحرانی و خطیری قرار گرفتهاند. بحرانی در هم تنیده که ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، بینالمللی و امنیتی پیدا کرده است. علاوه بر همه اینها، اعتماد و همبستگی مردم و حکومت و امید به بهبود و اصلاح امور، با توجه به اصرار بر تداوم رویکردها و رویههای غلط گذشته و از دست دادن فرصتها، به سوی فرسایش و شکنندگی رفته است. به عبارت دیگر، آنچه وضع کنونی کشور را بد کرده، علاوه بر تحریم و فشارهای بیرونی، بسیاری از سیاستها و رویکردهای جاری و اشکالات نهادی و ساختاری است که نارضایتیها و اعتراضها را مزمن و فزاینده کرده است.
صدای خاوران-در این هشتروز هفته که با تلاش انسدادگرایان برای تداوم قطع اینترنت؛ گویی پیش به سوی کرهشمالی شدن داشتیم، وزارت ارتباطات مانند همیشه گفت؛ در این زمینه تصمیمگیر نیست. شورای عالی اطلاعرسانی دولت نیز، همهچیز را به آیندهای مبهم سپرد. در این بین انگار کسی حتی برای لحظهای هم از گوشه ذهنش نگذشت که هرروز قطعی اینترنت، خسارتهای میلیاردی به کسبوکارهایی وارد میکند که با کمک اینترنت توانستهاند راه باریکی از تنفس را در اقتصاد رنجور و شکننده ایران باز کنند. ما هم به تبعات روایت یکطرفه رسانهها بالاخص صداوسیما و تأثیر آن در تحریک خشم بهجای اقناع و همچنین لزوم دست برداشتن این رسانه و نیز برخی رسانههای دولتی از تحقیر معترضان و لزوم پذیرش «اعتراض» برای «تغییر» کاری نداریم اما کارشناسان حوزه ارتباطات معتقدند؛ تداوم قطع راههای ارتباطی اگر برای حفظ امنیت جانی شهروندان هم بوده، میتواند به امنیت روانی به عنوان یکی از زیرشاخههای مفهوم کلی امنیت آسیب برساند.
صدای خاوران-عجیبتر از همه، فقدان هرگونه ارتباط رسانهای رسمی است. آیا تاکنون فکر کردهاید چرا در طول این مدت، حتی "یک کنفرانس خبری" رسمی و جدی برای تبیین عملکرد و پاسخ به شبهات برگزار نشده است؟ سخنگوی شورا و سایر اعضا، با خودداری از برگزاری جلسات پرسش و پاسخ، عملاً اعلام کردهاند که مردم شایستگی دانستن جزئیات مسائل مدیریت شهری را ندارند. این رفتار، نوعی «تحقیر» افکارعمومی و فرار از شفافیت است که در شأن اعضای شورا نیست.
صدای خاوران-اگر بخواهیم از طریق اعتراض در اصلاح امور مملکت نقش ایفا نماییم باید به موارد متعددی توجه داشته باشیم مهمترین اصل اینکه: اعتراض موردنظر ما شیوهای اصلاحی است نه انقلابی یعنی معترضین قصد ندارند حکومت را از اساس تغییر دهند بلکه میخواهند قسمتی از امور را اصلاح نمایند. حال ممکن است این اصلاحات اساسی و زیربنایی باشد یا جزئی و روبنایی؛ بنابراین خواستههایی که اساس حاکمیت را نشانه رفته نمیتواند اعتراض نامیده شود بلکه در مقولهی انقلاب جای میگیرد که از موضوع بحث خارج است. دوم آنکه در بیان اعتراض لازم است نوع اعتراض، مقام و یا نهادی که مورد اعتراض است و همچنین موردی که نسبت به آن ایراد وارد میشود بهصورت روشن و شفاف مشخص گردد و چنانچه هرکدام از این موارد معین نشود نتیجهبخش بودن اعتراضات در هالهای از ابهام فرو میرود چرا که اگر معترضین مشخص نباشند حاکمیت نمیداند با چه افرادی باید به گفتوگو بنشیند و جهت حل مشکل چارهاندیشی نماید. نوع اعتراض نیز ممکن است: صدور نامه سرگشاده یا بیانیه، تحصن، راهپیمایی، اعتصاب و... باشد و همچنین لازم است نهاد یا فرد مورد اعتراض نیز مشخص شود تا بتواند دربارهی عملکرد خویش پاسخ دهد و موضوع نیز معین گردد تا میزان پیشرفت مذاکرات قابلمحاسبه باشد.
صدای خاوران-ابهام اصلی از آنجا آغاز میشود که فاصله معناداری میان هزینه واقعی تولید یا واردات برخی کالاها با قیمت عرضه شده در بازار ایجاد شد؛ فاصلهای که منجر به شکلگیری سودهای قابلتوجه و بعضاً غیرمتعارف میگردد. پرسش افکارعمومی این است که چگونه به یکباره انبارها و قفسههای خالی بعد از تغییر قیمتها پُر شدند و به وفور در دسترس مردم قرار گرفت. به راستی این مازاد قیمتی دقیقاً در کدام بخش از زنجیره تأمین انباشته شد و چرا سازوکار شفافی برای رصد و مدیریت آن وجود نداشت. بدیهی است این سود ناگهانی در برخی از کالاهای اساسی که با ارز ترجیحی خریده شد و با ارز آزاد به مردم داده شد به جیب مردم عادی نرفت!! بلکه به نظر میرسد خلأهای نظارتی و فضای روانی ناشی از تصمیمات اقتصادی، زمینه را برای فعالیتهای سوداگرانه و واسطهگری نامولد فراهم کرد.
درحالیکه مدتی است سوت آغاز انتخابات شوراهای شهر و روستا در اردیبهشتماه 1405 به صدا در آمده است
صدای خاوران-مشکل اینجاست که وقتی اهلفن ثبتنام نمیکنند، صندلی خالی نمیماند. سریعتر از آنچه فکرش را کنید پُر میشود؛ اما توسط کسانی که شهر را فقط از پشت شیشه خودرو و ایام انتخابات میبینند. همانهایی که تا دیروز در هیچ جلسه و هیچ تصمیم شهری دیده نمیشدند، امروز ناگهان در قامت «منجی شهر» و «مصلح اجتماعی» ظاهر میشوند. و عجیب نیست که نتیجه، دورهای میشود که در آن کسی پاسخگو نیست، کسی برنامهای ندارد، و همه فقط بهدنبال گذران چهارسال هستند. این یک هشدار انتخاباتی نیست؛ هشدار برای حفظ شهری است که دیگر توانِ یک دوره اشتباه دیگر را ندارد.
صدای خاوران-شوربختانه عدم توجه به مشکلات واقعی مردم و تلاش در جهت ظاهرسازی، خودنمایی و حرکات پوپولیستی و عوامفریبانه از سوی کسانی که مشروعیت خویش را مستقیم و غیرمستقیم از مردم گرفته و میگیرند به گونهای خطرناک شکاف بین آنان و جامعه را بیشتر میسازد تا به جای درک واقعیت و درمان زخمهای عمیق با سطحینگری و اقدامات مقطعی و شعارگونه در پی مسکّنهای زودگذر و بیخاصیت باشند!