• امروز : یکشنبه, ۱۱ مرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 2 August - 2026
پارس وی دی اس
0

از شهرنشینی تا شهروندی

  • کد خبر : 12760
  • ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۸:۴۲
از شهرنشینی تا شهروندی
صدای خاوران-هنوز کسانی هستند که کوچه یا خیابان مجاور منزل خود را ملک اختصاصی خویش می‌پندارند و از توقف و پارک خودروی دیگران در فضای عمومی آزرده، و گاه برافروخته می‌شوند. برخی صاحبان مغازه‌ها، نه تنها پیاده‌رو را اشغال می‌کنند، بلکه حاشیه خیابان مقابل محل کسب خویش را نیز حق مسلم خود می‌دانند. رانندگانی که خودرو را دوبله پارک می‌کنند، کسانی که پیش از سبز شدن چراغ راهنمایی با بوق‌های ممتد آرامش شهر را برهم می‌زنند، افرادی که در صف نانوایی، بانک یا اداره به واسطه آشنایی و رابطه، نوبت دیگران را نادیده می‌گیرند، همگی نشانه و نمونه‌هایی از فاصله میان "شهرنشینی" و "شهروندی" هستند.

یکی از نشانه‌های پیش‌رفت و بلوغ هر جامعه، نه تعداد برج‌ها و خیابان‌های عریض آن، بلکه میزان پای‌بندی مردمش به حقوق یک‌دیگر است. تمدن را پیش و بیش از آن‌که در سیمان و آسفالت بتوان جست‌وجو کرد، باید در رفتار روزمره انسان‌ها یافت؛ در همان لحظه‌ای که راننده‌ای حق تقدم دیگری را رعایت می‌کند، شهروندی در صف نانوایی نوبت دیگران را محترم می‌شمارد، یا ره‌گذری از انداختن زباله در دل طبیعت و یا معبر عمومی خودداری می‌کند؛ مدنیت آغاز می‌گردد. جامعه از همین رفتارهای به ظاهر کوچک ساخته می‌شود و یا آسیب می‌بیند.

نخستین درس زندگی اجتماعی را انسان در خانواده می‌آموزد. در خانواده‌ی سالم، حقوق و مسئولیت‌ها دو روی یک سکه‌اند. والدین در برابر فرزندان وظایفی دارند و فرزندان نیز در قبال والدین خود مسئول‌اند. هیچ‌کس تنها صاحب حق نیست و هیچ‌کس نیز صرفاً مکلف به اراده دیگری نمی‌باشد. این توازن، راز پایداری خانواده است. جامعه نیز در مقیاسی بزرگ‌تر بر همین اصل استوار است. اگر مدیران و مسئولان از بطن و متن جامعه برخاسته باشند و وظیفه خود را در قبال مردم به درستی انجام دهند، شهروندان نیز در برابر جامعه مسئولیت‌هایی دارند که نمی‌توان از آن‌ها چشم پوشید.

با این حال، پیش از سخن گفتن از حقوق و تکالیف شهروندی، باید به یک سوءبرداشت رایج اشاره کرد. بسیاری گمان می‌کنند «شهروند» همان «شهرنشین» است؛ حال آن‌که این دو مفهوم، فاصله‌ای به درازای یک فرهنگ دارند. شهرنشینی یک وضعیت جغرافیایی است؛ اما شهروندی یک منزلت فرهنگی و اجتماعی.

امروزه به لطف گسترش راه‌ها، شبکه‌های ارتباطی، اینترنت، آموزش، خدمات بهداشتی و زیرساخت‌های عمومی، تفاوت میان زندگی در شهر و روستا نسبت به گذشته بسیار کم‌تر شده است. بنابراین شهروند بودن نه به محل سکونت، بلکه به شیوه زیستن در کنار دیگران وابسته است. ممکن است فردی در روستایی دورافتاده و کوچک زندگی کند و نمونه‌ای برجسته و کامل از مسئولیت‌پذیری اجتماعی باشد، و در مقابل، کسی سال‌ها در بزرگ‌ترین شهرها سکونت داشته باشد اما هنوز ابتدایی‌ترین قواعد زندگی جمعی را نیاموخته باشد.

مشکل آن‌جاست که گاهی توسعه کالبدی شهرها از توسعه فرهنگی شهروندان پیشی می‌گیرد. خیابان‌ها عریض‌تر می‌شوند، اما مدارای اجتماعی افزایش نمی‌یابد. خودروها مدرن‌تر می‌شوند، اما فرهنگ رانندگی هم‌چنان گرفتار خودخواهی و بی‌نظمی است. ساختمان‌ها بلندتر می‌شوند، اما ظرفیت تحمل و احترام به حقوق دیگران درجا می‌زند،و گاه سیر نزولی دارد.

کافی است نگاهی به برخی رفتارهای روزمره بیندازیم:

هنوز کسانی هستند که کوچه یا خیابان مجاور منزل خود را ملک اختصاصی خویش می‌پندارند و از توقف و پارک خودروی دیگران در فضای عمومی آزرده، و گاه برافروخته می‌شوند. برخی صاحبان مغازه‌ها، نه تنها پیاده‌رو را اشغال می‌کنند، بلکه حاشیه خیابان مقابل محل کسب خویش را نیز حق مسلم خود می‌دانند. رانندگانی که خودرو را دوبله پارک می‌کنند، کسانی که پیش از سبز شدن چراغ راهنمایی با بوق‌های ممتد آرامش شهر را برهم می‌زنند، افرادی که در صف نانوایی، بانک یا اداره به واسطه آشنایی و رابطه، نوبت دیگران را نادیده می‌گیرند، همگی نشانه و نمونه‌هایی از فاصله میان “شهرنشینی” و “شهروندی” هستند.

شاید هر یک از این رفتارها در نگاه نخست، ناچیز به نظر برسد؛ اما همین رفتارهای کوچک هستند که چهره واقعی یک جامعه را ترسیم می‌کنند. بی‌نظمی‌های کوچک، در نهایت به بی‌اعتمادی‌های بزرگ‌ منتهی می‌شوند. جامعه‌ای که در آن قانون تنها برای دیگران باشد و برخی خود را استثنا بدانند، به تدریج “سرمایه اجتماعی” را از دست می‌دهد. در چنین فضایی، همکاری جای خود را به رقابت ناسالم می‌دهد و اعتماد عمومی رنگ می‌بازد.

باید بپذیریم‌ که قانون‌مداری صرفاً وظیفه پلیس، شهرداری یا دستگاه‌های نظارتی نیست. هیچ جامعه‌ای با انبوهی از مقررات و جریمه‌های کلان به سامان نمی‌رسد؛ مگر آن‌که شهروندان به ضرورت رعایت قانون باور داشته باشند.؛ البته قانونی که مشمولیت عام داشته، و بی‌هیچ استثنایی تبعیض در آن جایی نداشته باشد.

توسعه پایدار پیش از آن‌که پروژه‌ای عمرانی باشد، پروژه‌ای فرهنگی است. شهرهای موفق جهان را تنها مهندسان نساخته‌اند؛ بلکه شهروندانی ساخته‌اند که یاد گرفته‌اند منافع جمعی را بر منافع فردی ترجیح دهند.

امروز بیش از هر زمان دیگری‌، به بازگشت به اخلاق شهروندی نیاز داریم؛ اخلاقی که بر احترام متقابل، مسئولیت‌پذیری و رعایت حقوق عمومی استوار است. اگر هر یک از ما بپذیریم که خیابان، پارک، پیاده‌رو، صف، سکوت شبانه، و حتی هوای پاک، متعلق به همه شهروندان است؛ بسیاری از مشکلات اجتماعی بدون قوه‌ی قاهره، هزینه‌های سنگین، و بدون مداخلات گسترده اداری حل خواهد شد.

“شهروندی” نه در شناسنامه ثبت می‌شود، و نه با محل سکونت به دست می‌آید. شهروندی یک انتخاب آگاهانه است؛ انتخابی برای زندگی در کنار دیگران بر پایه قانون، احترام متقابل‌ و مسئولیت. شاید زمان آن رسیده باشد که به جای افتخار کردن به “شهرنشین” بودن، بکوشیم “شهروند” باشیم؛ چرا که توسعه واقعی از همین نقطه آغاز می‌شود:  از تبدیل «من» به «ما».

بیاییم‌ با خود بیاندیشیم که: من”شهروند” هستم؛ یا”شهرنشین”؟!

لینک کوتاه : https://sedayekhavaran.ir/?p=12760
  • نویسنده : حسن قربانی: کنش‌گر مدنی‌
پارس وی دی اس

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.