«ما قربانيان ناخواسته جهانيم»
شنیده نشدن صدای مردم، عامل اصلی حوادث اخیر است
وظیفه خطیر هیئت نظارت در تحقق مشارکت حداکثری
حرمت خون انسان و قتل نفس در اسلام و قرآن
ایران در چهارراه حوادث
محدوديتهاي اينترنت؛ فرصتي طلايي براي بازسازي پيوندهاي خانوادگي
از “گرانی” تا “اعتراض”
پنهانکاری در سایه سکوت
فرهنگ اعتراض
الگوبرداری جوانان کاشمری از اینفلوئنسرهای معیوب؛
صدای خاوران-خانوادهها بايد آگاه باشند که در اين عصر، آنها موظفند مرزبانان رواني فرزندان خود باشند و اجازه ندهند تصاوير ناآراميها، اين بستر امن کودکي را ويران سازند. توصيه قطعي روانشناسان اين است که کودکان را به طور کامل از اخبار مربوط به ناآراميها، تصاوير آتشسوزيهاي کنترلنشده و هرگونه محتواي خشونتآميز دور نگه داريم. ما بايد ياد بگيريم مصرف رسانهاي خود را مانند تغذيه سالم مديريت کنيم؛ نبايد اجازه دهيم ذهنمان با سموم بصري مسموم شود. تماشاي مکرر محتواي تروماتيک، باعث فعال شدن مزمن مسيرهاي سمپاتيک (جنگ يا گريز) و برهم خوردن تعادل عصبي ميشود که فرد را در «آمادگي دائمي» نگه ميدارد و توانايي او براي لذت بردن از لحظات عادي زندگي را سلب ميکند.
صدای خاوران-در وضعیت کنونی، ایران و ایرانیان نه تنها در تنگنا بلکه در وضعیت بحرانی و خطیری قرار گرفتهاند. بحرانی در هم تنیده که ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، بینالمللی و امنیتی پیدا کرده است. علاوه بر همه اینها، اعتماد و همبستگی مردم و حکومت و امید به بهبود و اصلاح امور، با توجه به اصرار بر تداوم رویکردها و رویههای غلط گذشته و از دست دادن فرصتها، به سوی فرسایش و شکنندگی رفته است. به عبارت دیگر، آنچه وضع کنونی کشور را بد کرده، علاوه بر تحریم و فشارهای بیرونی، بسیاری از سیاستها و رویکردهای جاری و اشکالات نهادی و ساختاری است که نارضایتیها و اعتراضها را مزمن و فزاینده کرده است.
صدای خاوران-شايد با اين شرايط، بشود به فرصتي دست يابيم تا توقف کرده و به مسيري که در پيش گرفتهايم بازنگري کنيم. اين محدوديتها ميتوانند به مثابه يک زنگ بيداري باشگاه باشند تا ما را از غفلت نسبت به اطرافيانمان برهانند. در فرهنگ غني و ناب ايراني ـ اسلامي ما، خانواده هسته اصلي جامعه و پناهگاه امن روحي انسانهاست. متأسفانه در سالهاي اخير، نفوذ بيرويه فضاي مجازي باعث شده که حتي در ساعات حضور در خانه، اعضاي خانواده فيزيکي کنار هم باشند، اما روحاً هزاران کيلومتر دورتر، درگير دنياي مجازي باشند. اين غفلت، پيوندهاي عاطفي را سست کرده و فاصلههاي نامرئي اما عميقي بين پدر و مادر و فرزندان ايجاد کرده است.
صدای خاوران-در این هشتروز هفته که با تلاش انسدادگرایان برای تداوم قطع اینترنت؛ گویی پیش به سوی کرهشمالی شدن داشتیم، وزارت ارتباطات مانند همیشه گفت؛ در این زمینه تصمیمگیر نیست. شورای عالی اطلاعرسانی دولت نیز، همهچیز را به آیندهای مبهم سپرد. در این بین انگار کسی حتی برای لحظهای هم از گوشه ذهنش نگذشت که هرروز قطعی اینترنت، خسارتهای میلیاردی به کسبوکارهایی وارد میکند که با کمک اینترنت توانستهاند راه باریکی از تنفس را در اقتصاد رنجور و شکننده ایران باز کنند. ما هم به تبعات روایت یکطرفه رسانهها بالاخص صداوسیما و تأثیر آن در تحریک خشم بهجای اقناع و همچنین لزوم دست برداشتن این رسانه و نیز برخی رسانههای دولتی از تحقیر معترضان و لزوم پذیرش «اعتراض» برای «تغییر» کاری نداریم اما کارشناسان حوزه ارتباطات معتقدند؛ تداوم قطع راههای ارتباطی اگر برای حفظ امنیت جانی شهروندان هم بوده، میتواند به امنیت روانی به عنوان یکی از زیرشاخههای مفهوم کلی امنیت آسیب برساند.
صدای خاوران-عجیبتر از همه، فقدان هرگونه ارتباط رسانهای رسمی است. آیا تاکنون فکر کردهاید چرا در طول این مدت، حتی "یک کنفرانس خبری" رسمی و جدی برای تبیین عملکرد و پاسخ به شبهات برگزار نشده است؟ سخنگوی شورا و سایر اعضا، با خودداری از برگزاری جلسات پرسش و پاسخ، عملاً اعلام کردهاند که مردم شایستگی دانستن جزئیات مسائل مدیریت شهری را ندارند. این رفتار، نوعی «تحقیر» افکارعمومی و فرار از شفافیت است که در شأن اعضای شورا نیست.
صدای خاوران-اگر بخواهیم از طریق اعتراض در اصلاح امور مملکت نقش ایفا نماییم باید به موارد متعددی توجه داشته باشیم مهمترین اصل اینکه: اعتراض موردنظر ما شیوهای اصلاحی است نه انقلابی یعنی معترضین قصد ندارند حکومت را از اساس تغییر دهند بلکه میخواهند قسمتی از امور را اصلاح نمایند. حال ممکن است این اصلاحات اساسی و زیربنایی باشد یا جزئی و روبنایی؛ بنابراین خواستههایی که اساس حاکمیت را نشانه رفته نمیتواند اعتراض نامیده شود بلکه در مقولهی انقلاب جای میگیرد که از موضوع بحث خارج است. دوم آنکه در بیان اعتراض لازم است نوع اعتراض، مقام و یا نهادی که مورد اعتراض است و همچنین موردی که نسبت به آن ایراد وارد میشود بهصورت روشن و شفاف مشخص گردد و چنانچه هرکدام از این موارد معین نشود نتیجهبخش بودن اعتراضات در هالهای از ابهام فرو میرود چرا که اگر معترضین مشخص نباشند حاکمیت نمیداند با چه افرادی باید به گفتوگو بنشیند و جهت حل مشکل چارهاندیشی نماید. نوع اعتراض نیز ممکن است: صدور نامه سرگشاده یا بیانیه، تحصن، راهپیمایی، اعتصاب و... باشد و همچنین لازم است نهاد یا فرد مورد اعتراض نیز مشخص شود تا بتواند دربارهی عملکرد خویش پاسخ دهد و موضوع نیز معین گردد تا میزان پیشرفت مذاکرات قابلمحاسبه باشد.
صدای خاوران-فضای مجازی، با وجود تسهیل ارتباطات، یک شمشیر دو لبه است که میتواند به بهای سنگین سلامت روانی و کیفیت روابط اجتماعی تمام شود. آسیب اصلی در این بستر، پدیدهی «بیگانگی» یا «الینه شدن» است؛ جایی که تعاملات واقعی با دنیای مجازی جایگزین شده و افراد، بهخصوص نسل جوان، در انزوا فرو میروند و مرجعیت خود را به اینفلوئنسرهای معیوب میسپارند که اغلب زندگیشان مبتنی بر توهم و نمایش است. این تقلید از الگوهای نادرست، زمینهساز آسیبهای رفتاری و روانی عمیق در مخاطبان میشود. از منظر روانکاوی، این فضا به دلیل فقدان کنترل و ناشناخته بودن کاربران، تبدیل به محلی برای تخلیه هیجانات سرکوب شده و اشاعه اطلاعات غیرموثق میشود که این امر نهتنها تنشهای اجتماعی را افزایش میدهد، بلکه ساختار خانوادهها و عملکرد تحصیلی دانشآموزان را نیز بهشدت مختل میسازد؛ بنابراین، هوشیاری فعال و آگاهی مستمر در مواجهه با این محیط، تنها راهکار برای حفظ اصالت فردی و سلامت جمعی است.
صدای خاوران-ابهام اصلی از آنجا آغاز میشود که فاصله معناداری میان هزینه واقعی تولید یا واردات برخی کالاها با قیمت عرضه شده در بازار ایجاد شد؛ فاصلهای که منجر به شکلگیری سودهای قابلتوجه و بعضاً غیرمتعارف میگردد. پرسش افکارعمومی این است که چگونه به یکباره انبارها و قفسههای خالی بعد از تغییر قیمتها پُر شدند و به وفور در دسترس مردم قرار گرفت. به راستی این مازاد قیمتی دقیقاً در کدام بخش از زنجیره تأمین انباشته شد و چرا سازوکار شفافی برای رصد و مدیریت آن وجود نداشت. بدیهی است این سود ناگهانی در برخی از کالاهای اساسی که با ارز ترجیحی خریده شد و با ارز آزاد به مردم داده شد به جیب مردم عادی نرفت!! بلکه به نظر میرسد خلأهای نظارتی و فضای روانی ناشی از تصمیمات اقتصادی، زمینه را برای فعالیتهای سوداگرانه و واسطهگری نامولد فراهم کرد.
صدای خاوران ـ در گذشتههای دور، دانش بشری گستره و ژرفای امروز را نداشت. منابع مکتوب اندک بود و وسایل ارتباط جمعی بسیار محدود. از اینرو شمار افراد آگاه و باسواد جامعه کم بود و آنان را حکیم یا دانشمند میخواندند. با اختراع کاغذ، پیدایش صنعت چاپ، گسترش ترجمه و پیدایش رسانههای نو، راههای دسترسی به دانش آسانتر شد. اعجاز دانش دیجیتال و اینترنت، مرزهای دانایی را در هم شکست، و اینک تمام معارف بشری در دسترس همگان است.
در مسیر تقویت خدمات سلامت؛ با جذب ۹ پزشک متخصص جدید، ظرفیت ارائه خدمات تخصصی درمانی در شهرستان کاشمر افزایش یافت.