در این هشتروز هفته که همچنان مسئله بردن کشورمان به سوی جنگ برای تندروها جدی است و مذاکرات تیم دیپلماسی کشورمان هم به نتیجه درست و حسابی نرسیده است؛ وزیر نفت در هالهای از ابهام استعفا داد و ایرانخودرو هم بار دیگر قیمت محصولاتش را بهروز کرد وخیلیها را به رویای خرید ماشین نزدیک، ما ماندیم با خط فقر 75 میلیون تومانی. قیمت دلار و طلا هم بدجوری پرواز کرد و البته که خبر بازگشت سایه یک بیماری مرگبار نتوانست برای ما ایرانیها که این روزها به طرز عجیبی رویینتن شدهایم و با دهها مشکل ریزودرشت دست و پنجه نرم میکنیم نگرانی ایجاد کند؛ از اینرو به قدر مجال این ستون به این اخبار میپردازیم؛
شکاف دستمزدی بیسابقه
در این گیرودار که افزایش نرخ ارز از روند طبیعی خود خارج شده و حسابی قیمت آن پرواز کرده، شکاف دستمزدی بدجور اوضاع مردم را قمر در عقرب نشان میدهد. ماجرا وقتی غمانگیزتر میشود که این بار دیگر مربوط به دستمزد پایین کارگران نیست بلکه سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان هم در مورد وضعیت بغرنج معاش معلمان بخش دولتی و کلیپهای استعفای دستهجمعی آنها خبر داد و گفت: اگر کف ارقام خط فقر را ۷۵ میلیون تومان در نظر بگیریم، حقوق فعلی معلمان یکسوم خط فقر است و این شکاف در تاریخ معاصر سابقه نداشته است. یادمان باشد اگر۴۰ میلیون تومان را حقوق خوب ایرانیها در نظر بگیریم، ارزش دلاری این دستمزد، از یکدهم حقوق متوسط کشورهای منطقه هم کمتر است. با این معادلهی نابرابر، صحبت از انگیزه و اشتیاق برای کار مولد، بیشتر به یک شوخی شبیه نیست؟! در این اوضاع و احوال که هر حساب سرانگشتی برای خرید ما را به سمت خرید قسطی کالاها و خدمات میبرد، شنیدن خبر خرید اعتباری بلیت کنسرت همایون جان شجریان هم خیلی عجیب به نظر نرسید چون قیمت بلیت کنسرت همانند سایر کالاها و خدمات، با موج گرانی همراه بوده و البته با تغییر اولویتهای معیشت، احتمال حذف تدریجی کنسرت از سبد فرهنگی خانوار وجود دارد و آنهایی که استقبال مردم از کنسرتها را نشانه وضع مالی خوب آنها تلقی میکنند بدنیست یک گریزی به آمار آنهایی که دلشان میخواهد به کنسرت بروند و اوضاع مالیشان این اجازه را به آنها نمیدهد؛ بزنند.
مصائب جرمانگاری پوشش
در این گیرودار در حالیکه خبرهایی شنیدیم از بازگشت سایه یک بیماری مرگبار و این بار طاعون در روسیه که نگرانی جهانی را برانگیخته است؛ ما مردم عادی! خیلی از این خبر نگران نشدیم به خصوص وقتی فهمیدیم که مسئولان ارشد قضایی، نمایندگان مجلس و اغلبِ خطیبان نمازجمعه با تمام قوا وارد میدان شده و بحث کهنه بیحجابی را این بار با تعبیر عجیب برهنگی بهعنوان بهانهای برای برخورد شدیدتر با شهروندان علم کردهاند! جالب آنکه در شرایطی که دولت از همه جا با بحرانهای معیشتی و مصائب امنیتی و سیاسی ناشی از جنگ محاصرهشده، رئیس قوه قضا رسماً مسئله جرمانگاری پوشش ایرانیان را مورد تأکید قرارداد. با توجه به اینکه مصوبه شورایعالی امنیت ملی مبنی بر تعلیق مصوبه جنجالی حجاب، امکانپذیر نیست، جریانی اصرار دارد با اجرای همان قوانین و مصوبات پیشین، زمینه برخورد قضایی و انتظامی با شهروندان را فراهم آورند. هرچند این تغییر رویکرد حاکمیت برای برخورد شدیدتر با شهروندان لزوماً به معنای پذیرش جامعه نیست و باعث میشود نگرانیهای امنیتی و سیاسی به هزار و یک گرفتاری این روزهای ملت و انبوه بحرانهای مملکت اضافه شود!
در این اوضاع و احوال استعفای وزیر نفت در شرایطی رخ داد که صنعت نفت ایران با مجموعهای از فشارهای اقتصادی، تحریمی و مدیریتی روبهرو است هرچند دلیل رسمی این استعفا «دلایل شخصی» اعلام شد، اما همزمانی این تغییر با چالشهای سنگین در حوزه فروش نفت، وصول درآمدهای ارزی و پروندههای مرتبط با واسطههای فروش نفت، پرسشهایی درباره پشت پرده ابهامات این استعفا مطرح کرد فقط خداکند تغییر در رأس وزارت نفت صرفاً تغییر یک نام نباشد و شیوه اداره و حکمرانی بر منابع نفتی نیز دستخوش تغییر شود تا تراستیهای خودمختار به خود اجازه ندهند بیشتر از این با منافع ملی بازی شود. در این میان اما با وجود این که دولت وفاق خیلی تمایل به ترمیم کابینه ندارد؛ خبرهایی از استیضاح، وزیر کار و وزیر امورخارجه شنیده میشود این در حالی است که یک نماینده مجلس مدعی شد؛ ۹۰ درصد افرادی که به دنبال استیضاح هستند، بیشتر کسانیاند که از شخص وزیر خوششان نمیآید و موضوع سیاسی است و چندان به عملکرد وزیر مربوط نیست!!
تا هشت روز هفته بعدی خدانگهدار













