• امروز : یکشنبه, ۱۷ خرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 7 June - 2026
پارس وی دی اس
0

وقتی دردِ نشریات محلی شنیده نمی‌شود

  • کد خبر : 12609
  • ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۹:۵۸
صدای خاوران-در ماه‌های اخیر، بارها شاهد برگزاری مراسم‌ها و برنامه‌هایی با عنوان تکریم فعالان فرهنگی و هنری بوده‌ایم. بی‌تردید تجلیل کنشگران فرهنگی اقدامی پسندیده و ضروری است. اما مسئله آنجاست که در بسیاری از این مناسبت‌ها، فرهنگ در سطح عنوان باقی‌مانده و در عمل، برخی حوزه‌های اصلی آن نادیده گرفته شده‌اند. رسانه و مطبوعات، با همه جایگاه تعیین‌کننده‌ای که در شکل‌دهی به فضای فرهنگی دارند، کمتر آن‌گونه که باید دیده شده‌اند. گویی فرهنگ، تنها در برخی جلوه‌های رایج و مرسوم خلاصه شده و رسانه، با وجود نقش بنیادینش، در حاشیه این تعریف قرار گرفته است.

کاشمر هنوز هم در بسیاری از محافل، با نشریات فعالش شناخته می‌شود؛ نشریاتی که سال‌ها نه‌فقط بخشی از حافظه رسانه‌ای این شهر، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و اجتماعی آن را ساخته‌اند. وجود چندین نشریه مکتوب در یک شهر، بی‌تردید نشانه‌ای از زنده‌بودن فضای فکری، مشارکت اجتماعی و پویایی فرهنگی آن است. از همین روست که مسئولان نیز در سخنرانی‌ها و گزارش‌های رسمی، با افتخار از تعداد نشریات، سابقه مطبوعاتی شهر و ظرفیت رسانه‌ای آن سخن می‌گویند. اما پرسش اساسی اینجاست: این افتخار، در عمل چه سهمی برای خودِ نشریات داشته است؟ آیا این مجموعه‌هایی که نامشان زینت‌بخش آمارهای فرهنگی شهر است، در واقعیت نیز مورد توجه، حمایت و پشتیبانی قرار گرفته‌اند؟

واقعیت آن است که میان آنچه از نشریات گفته می‌شود و آنچه بر آن‌ها می‌گذرد، فاصله‌ای نگران‌کننده شکل گرفته است؛ فاصله‌ای که اگر همچنان نادیده گرفته شود، در نهایت به خاموشی یکی از مهم‌ترین ارکان فرهنگ محلی خواهد انجامید. نشریات مکتوب، تنها چند صفحه کاغذ چاپ‌شده نیستند که بتوان از کنار دشواری‌هایشان بی‌تفاوت عبور کرد. آن‌ها تولیدکنندگان فرهنگ‌اند؛ فعالانی که در سکوت، بی‌هیاهو و با کمترین امکانات، مسئولیتی سنگین را از جمله ثبت رویدادها، بازتاب مسائل مردم، نقد عملکردها، حفظ حافظه جمعی و زنده نگه داشتن گفت‌وگو در جامعه بر دوش می‌کشند.

در شهرهای کوچک، نقش نشریات محلی حتی از این هم پررنگ‌تر است. در چنین فضاهایی، رسانه مکتوب فقط یک ابزار اطلاع‌رسانی نیست؛ بلکه تریبون هویت شهر است. نشریه محلی می‌تواند مسائلی را ببیند که در رسانه‌های بزرگ‌تر جایی ندارند، صدایی را منعکس کند که در هیاهوی رسانه‌های سراسری گم می‌شود و پیوندی ایجاد کند میان مردم، مدیران و دغدغه‌های واقعی زندگی شهری. از همین منظر، هر نشریه محلی صرفاً یک واحد رسانه‌ای نیست، بلکه بخشی از زیرساخت فرهنگی شهر به شمار می‌آید. تضعیف آن، تضعیف بستر گفت‌وگو، آگاهی و مطالبه‌گری است.

با این‌همه، امروز نشریات مکتوب در دشوارترین شرایط اقتصادی و اجرایی، تقریباً تنها مانده‌اند. هزینه‌ها به‌گونه‌ای افزایش یافته که ادامه فعالیت برای بسیاری از نشریات به کاری طاقت‌فرسا و فرساینده تبدیل شده است. در چنین وضعیتی، انتظار می‌رفت که دست‌کم متولیان فرهنگی، مدیران اجرایی و نهادهای مسئول، حساسیت بیشتری نسبت به وضعیت این بخش نشان دهند؛ اما آنچه دیده می‌شود، چیزی جز سکوت و گاه بی‌اطلاعی از واقعیت میدان نیست.

مسئله فقط نبود حمایت مالی نیست؛ هرچند این کمبود، خود یکی از مهم‌ترین مشکلات است. مسئله عمیق‌تر، نوع نگاه به رسانه‌های مکتوب است. گویی در نظام تصمیم‌گیری فرهنگی شهر، هنوز کار رسانه‌ای به‌عنوان یک فعالیت بنیادی و اثرگذار به رسمیت شناخته نشده است. نشریات کار می‌کنند، اشتغال ایجاد می‌کنند، مسئولیت اجتماعی انجام می‌دهند، در بحران‌ها کنار مردم می‌مانند و در شرایط مختلف، بار اطلاع‌رسانی، تحلیل و مطالبه‌گری را بر دوش می‌کشند؛ اما در زمان تصمیم‌گیری، در زمان تخصیص حمایت، در زمان تعریف اولویت‌های فرهنگی، نامشان یا غایب است یا در حاشیه قرار می‌گیرد.

این بی‌توجهی زمانی تلخ‌تر می‌شود که می‌بینیم حتی آمار دقیق و روشنی از تعداد فعالین رسانه، وضعیت اقتصادی آن‌ها، میزان اشتغال‌زایی‌شان و حجم مشکلاتی که با آن روبه‌رو هستند، در اختیار متولیان امر نیست. چگونه می‌توان از حمایت سخن گفت، بی‌آنکه شناختی واقعی از موضوع وجود داشته باشد؟

نشریات محلی، مانند هر بخش تولیدی دیگر، از بحران‌های عمومی جامعه آسیب می‌بینند؛ بلکه در بسیاری موارد، آسیب‌پذیرترند. اگر شرایط جنگی، فشارهای اقتصادی، تورم و بی‌ثباتی بازار برای دیگر تولیدکنندگان مشکل ایجاد کرده، نشریات نیز بی‌تردید در قلب همین بحران ایستاده‌اند. آن‌ها هم مواد اولیه دارند، هم هزینه‌های ثابت و جاری، هم نیروی انسانی، هم تعهدات حرفه‌ای؛ اما برخلاف بسیاری از حوزه‌ها، محصولشان کالایی نیست که صرفاً در چرخه بازار سنجیده شود. محصول نشریه، آگاهی؛ اعتماد و فرهنگ است و شاید همین‌جاست که غفلت از آن‌ها خطرناک‌تر می‌شود، زیرا فرسایش رسانه، تنها فرسایش یک بنگاه اقتصادی نیست؛ فرسایش تدریجی عقلانیت عمومی و سرمایه فرهنگی جامعه است.

در ماه‌های اخیر، بارها شاهد برگزاری مراسم‌ها و برنامه‌هایی با عنوان تکریم فعالان فرهنگی و هنری بوده‌ایم. بی‌تردید تجلیل کنشگران فرهنگی اقدامی پسندیده و ضروری است. اما مسئله آنجاست که در بسیاری از این مناسبت‌ها، فرهنگ در سطح عنوان باقی‌مانده و در عمل، برخی حوزه‌های اصلی آن نادیده گرفته شده‌اند. رسانه و مطبوعات، با همه جایگاه تعیین‌کننده‌ای که در شکل‌دهی به فضای فرهنگی دارند، کمتر آن‌گونه که باید دیده شده‌اند. گویی فرهنگ، تنها در برخی جلوه‌های رایج و مرسوم خلاصه شده و رسانه، با وجود نقش بنیادینش، در حاشیه این تعریف قرار گرفته است.

همین رویکرد را می‌توان در ساختار مشورت‌ها و تصمیم‌سازی‌های فرهنگی نیز مشاهده کرد. وقتی مشاوران فرهنگی و حلقه‌های مؤثر در تصمیم‌گیری، عمدتاً از حوزه‌هایی غیر از رسانه انتخاب می‌شوند، طبیعی است که مسائل مطبوعات و نشریات نیز در اولویت قرار نگیرد.

باید صریح گفت که نمی‌توان از فرهنگ سخن گفت اما نسبت به وضعیت رسانه‌های مکتوب بی‌اعتنا ماند. این دو با یکدیگر ناسازگارند. اگر نشریات، در آمار و تریبون‌ها مایه افتخارند، باید در عمل نیز از حداقل پشتوانه و حمایت برخوردار باشند. اگر رسانه، جزئی از فرهنگ این شهر است، باید در تصمیمات، تخصیص‌ها، مشورت‌ها و برنامه‌ریزی‌ها نیز این جایگاه را داشته باشد. در غیر این صورت، آنچه از فرهنگ گفته می‌شود، بیش از آنکه یک سیاست واقعی باشد، به شعاری تکراری شبیه خواهد بود.

آنچه امروز نشریات کاشمر با آن روبه‌رو هستند، صرفاً یک مطالبه صنفی یا گلایه حرفه‌ای نیست؛ این یک هشدار جدی فرهنگی است. هشدار نسبت به روندی که اگر اصلاح نشود، در آینده نه‌چندان دور، از این شهر نه نامی از نشریات خواهد ماند و نه از آن ظرفیت رسانه‌ای که امروز به آن می‌بالیم. مرگ نشریات، ناگهانی و پرسر و صدا نیست؛ تدریجی و خاموش است. ابتدا از توان اقتصادی آن‌ها می‌کاهد، سپس نیروی انسانی‌شان را فرسوده می‌کند، بعد کیفیت را پایین می‌آورد و در نهایت، چراغی را خاموش می‌کند که روشن ماندنش برای شهر ضروری بوده است.

از متولیان فرهنگی، مدیران اجرایی و همه کسانی که در این شهر مسئولیتی در قبال فرهنگ دارند، انتظار می‌رود پیش از آنکه خیلی دیر شود، به سراغ رسانه‌های این شهر بروند؛ نه برای ثبت یک عکس یادگاری یا افزودن آماری دیگر به گزارش‌ها، بلکه برای شنیدن، درک‌کردن و چاره‌اندیشی.

 

 

لینک کوتاه : https://sedayekhavaran.ir/?p=12609
  • نویسنده : عليرضا افتخاري ترشيزي
پارس وی دی اس

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.