در عصرِ استیلایِ سیستمهای صوتیِ پرقدرت و هیئتهایِ زرقوبرق، گویی چیزی از «جانِ مجلس» در حالِ فرار است. مجالسِ عزاداری که روزگاری، تنها با صدایِ خاشعانه و اشکِ خالصِ عزاداران، دلها را به خیمه اباعبدالله(ع) پیوند میزدند، امروز در میانهیِ دو راهیِ «حفظِ سنت» و «تبدیل شدن به نمایش» ایستادهاند. آیا مداحی، تنها اجرایِ شعر و نوحه است یا مأموریتی مقدس برای انتقالِ اصالت؟ «حاج حسین جلالی»، از چهرههایِ ماندگار و پیشکسوتانِ مداحیِ کاشمر، در گفتوگویی پر از دغدغه و صراحت، از شکوهِ گذشته میگوید و از آنچه امروز «اصالت» را تهدید میکند، هشدار میدهد.
از میراثِ قرآنیِ پدر تا قدمهایِ نخستین
حاج حسین جلالی، روایتِ خود را با ذکرِ عبارتِ «بسم رب الحسین(ع)» آغاز میکند و از ریشههایِ عمیقِ خود در این مسیر میگوید. او که ورودش به این عرصه از ۱۸ سالگی آغاز شد، از نقشِ تعیینکننده پدرِ فقیدش سخن میگوید؛ پدری که اگرچه تحصیلاتِ رسمی نداشت، اما با سوادِ قرآنی و انسِ بینظیر با اهلبیت(ع)، با حفظِ اشعار و رباعیات، زیربنایِ معنویِ او را ساخت. او با یادآوریِ آن روزها میگوید: «در ماه مبارک رمضان، بدونِ استفاده از بلندگو، مجالس برگزار میشد؛ اما آن سادگی، چنان پیوندی میانِ مردم و امام ایجاد میکرد که امروز با هزاران وات توانِ صوتی، به سختی یافت میشود.»
تفاوتِ بنیادین؛ وقتی «سادگی» جادویِ مجلس بود
وقتی بحث از تفاوتِ مجالسِ قدیم و امروز به میان میآید، نگاهِ جلالی فراتر از تجهیزات است. او معتقد است که تفاوت در «حالتِ معنوی» نهفته است: «آن روزها، وقتی وارد خیمه یا مجلس میشدیم، از همان لحظهیِ ورود، گویی از دنیایِ روزمره جدا میشدیم. این سادگی و صفا، باعث میشد ارتباطِ مردم با روضه، عمیقتر و قلبیتر باشد.»
او با اشاره به مشارکتِ بینظیرِ مردم در گذشته، نکتهای را مطرح میکند که شاید امروزیها از آن غافل باشند: «جمعیت شاید به اندازهی امروز نبود، اما مشارکتِ مردم در بالاترین سطح بود. در سینهزنیها، مردم از همان ابتدایِ نوحه، پاسخِ مداح را میدادند. این همصدایی و همدلی، باعث میشد مداح نفسی تازه کند و با قدرت و اوج بیشتری ادامه دهد؛ اما امروز، انگار این پیوندِ دوطرفه در حالِ گسست است.»
سبکهایِ سنگین و ماندگار؛ میراثِ اساتید
حاج حسین جلالی با یادآوریِ نامِ بزرگان، تصویری از «اوجِ مداحیِ اصیل» ترسیم میکند. او از تأثیرپذیریِ نوحههایِ گذشته از سبکهایِ عزاداری و تعزیهخوانی میگوید که صداها را کشیدهتر و انتقالِ مفاهیم را قدرتمندتر میکرد. وی با نام بردن از چهرههایِ ماندگاری چون “مرحوم حاجی عظیمیان، مرحوم حاج علی عسکری(پدر دو شهید)، مرحوم عاجل و مرحوم روحانی“، تأکید میکند که این اساتید با استفاده از اشعارِ قوی و سبکهایِ متناسب، در ذهنِ مردم حک شدند. او میافزاید: «در گذشته، مداحان با هم همکاری داشتند و از مقتل و نوشتههایِ دستی استفاده میکردند؛ حتی در مناطقِ دورافتاده، نوحههایی که سال پیش اجرا شده بود، سال بعد با همان ارزش اجرا میشد؛ یعنی کیفیت، مقدم بر سرعت بود.»
هشدار به مداحانِ جوان: «شور» نباید به قیمتِ «حرمت» تمام شود
اما بخشِ تند این گفتگو، خطاب به نسلِ جدید است. جلالی با نگاهی نقادانه به وضعیتِ فعلی، میگوید: «خوشبختانه مردم هنوز برای مداحِ اهلبیت احترام قائلند، اما این خودِ مداح است که با تقوا و اخلاق، این حرمت را حفظ کند.»
او با ابرازِ نگرانی از گرایشِ برخی جوانان به سمتِ سبکهایِ تقلیدی و صرفاً «شورخوانی» میگوید: «شور لازم است، اما تا جایی که عظمتِ اهلبیت(ع) حفظ شود. متأسفانه بخشی از جوانان، به خاطرِ تشویقِ تعدادِ محدودی از افراد، مسیرِ اصالت را تغییر دادهاند و به سمتِ سبکهایِ زودگذر رفتهاند. به مداحانِ جوان توصیه میکنم: به خاطرِ هیاهو، سبک خود را تغییر ندهید. شعری انتخاب کنید که موردِ رضایتِ اهلبیت باشد، نه موردِ پسندِ جوانی که فقط به دنبالِ هیجان است.»
تعریفِ پیرغلام و مطالبه از هیئتها
در پایان، حاج حسین جلالی به بازتعریفِ جایگاهِ «پیرغلام» میپردازد؛ کسی که نه تنها یک عنوان، بلکه نشانهیِ عمرِ صرفشده در خانهی اهلبیت است. او میگوید: «حتی اگر پیرغلام توانِ سابق را نداشته باشد، حضورش برای هیئت برکت است و جوانان باید حرمتِ این بزرگترها را نگه دارند؛ چرا که زمان به سرعت میگذرد.»
او با تأکید بر اهمیتِ دقت در نقلِ روایات، هشدار میدهد: «هر مطلبی را بدون اطمینان بیان نکنید و اگر شک داشتید، از اهلِ علم بپرسید. مداحی، ورود به یک جایگاهِ بزرگ است و نخستین خواستهی اهلبیت از شما، تقواست.»
این گفتوگو، تنها یک روایت از گذشته نیست؛ بلکه یک «فراخوان» است برای بازگشت به اصالت، برای حفظِ وقار و برای آنکه در مسیرِ عزاداری، از «جانِ کلام» باز نمانیم.






