سکوت در برابر ناهنجاریها و آسیبهایی که همچون آتشی زیرخاکستر، تاروپود جامعه اسلامی را از درون میسوزانند، دیگر به هیچ روی جایز نیست. آمارهای تکاندهنده و هشداردهنده مشاوران خانواده و پروندههای سنگین مراجع قضایی، از واقعیتی تلخ و گزنده پرده برمیدارند؛ واقعیتی که در آن لغزشهای پنهان و فروریختن تدریجی پردههای حیا، پایههای مقدسترین نهاد بشری یعنی خانواده را هدف گرفته است. وقتی خوانده میشود که صدها زن متاهل در چرخهی روابط موازی و پنهان گرفتار شدهاند، این نه فقط یک آمار ساده، بلکه زنگ خطری مهیب برای بیداری جامعه، نخبگان و مسئولان است تا پیش از فروپاشی کامل ساختارهای اخلاقی، به ریشهیابی و درمان این بیماری اجتماعی برخیزند.
از تعادل تا سقوط در منجلاب گناه
در اندیشه اخلاقی و دینی، منشا و انگیزه اصلی ارتکاب خطامندیها به سه قوه اساسی در وجود انسان باز میگردد: «قوه شهویه»، «قوه غضبیه» و «قوه وهمیه». قوه شهویه انسان را به سمت افراط در لذتخواهی نفسانی میکشد که سرانجام محتوم آن، غرق شدن در فحشا و زشتیهاست؛ قوه غضبیه او را به ظلم، طغیان، آزار دیگران و تجاوز وا میدارد؛ و قوه وهمیه نیز روح برتریطلبی، انحصارجویی، تکبر و خودخواهی را در دل زنده کرده و فرد را به سوی گناهان بزرگ سوق میدهد. این سه قوه ذاتاً برای حیات و بقای انسان لازم و ضروریاند، اما اگر کنترل، تعدیل و مهار نشوند، به سرچشمههایی ویرانگر تبدیل خواهند شد. غریزه غضب برای دفاع و غریزه شهوت برای بقای نسل و آرامش لازمند، اما اگر افسارگسیخته طغیان کنند، موجی از جنایات، انحرافات جنسی و بیعفتی را به بار میآورند.
غریزه جنسی در عصر ارتباطات
با گسترش روزافزون فناوریهای نوین و تنوع وسایل ارتباطی در عصر حاضر، خطرات و آسیبهای این حوزه به لحاظ کمی و کیفی ابعاد تازهای یافته است. کشورهای استعمارگر و سلطهطلب دقیقاً همین نقطه عطف را برای نفوذ همهجانبه، براندازی نرم و مهندسی افکارعمومی ملتها انتخاب کردهاند و با ترویج انواع انحرافات اخلاقی، به ویژه در میان نسل جوان، در پی استحاله فرهنگی جوامع هستند.
نیروی غریزه جنسی فلسفهای روشن دارد که همانا بقای نسل و ایجاد هیجانات سازنده عاطفی است و باید منحصراً از مجاری شرعی و قانونی اشباع گردد. میدان دادن به انحراف در این مسیر، بشر را به مقصد نمیرساند، بلکه او را در منجلابها و درههای هولناک امراض مقاربتی گوناگون، هزینههای سرسامآور درمان و بحران هزاران کودک بیسرپرست و رهاشده گرفتار میسازد.
مصادیق گسترده روابط نامشروع در عصر دیجیتال
بر اساس آموزههای اسلامی، هرگونه استمتاع از غیرهمسر ـ اعم از انسان و حیوان، همجنس یا غیرهمجنس، محرم یا نامحرم ـ حرام و در زمره روابط نامشروع است. مراجع عظام تقلید نیز رابطه نامشروع را هرگونه ارتباط جنسی مفسدهانگیزی دانستهاند که با قصد لذت یا در زمینهسازی آن شکل گیرد. بر این اساس، این پدیده شوم صرفاً به ارتباط فیزیکی محدود نمیشود، بلکه پیامرسانیهای عاشقانه، چتهای مفسدهآمیز و هرگونه رفتار محرک را در بر میگیرد.
با ظهور فناوریهای مدرن، مصادیق تازهای از انحرافات به منصه ظهور رسیده است؛ هرزهگوییهای تلفنی، ارسال پیامهای تحریکآمیز جنسی در شبکههای اجتماعی، از مصادیق بارز رابطه نامشروع در فضای مجازی محسوب میشوند. مطالعات پروندههای قضایی نشان میدهد که جرایم این حوزه طیف وسیعی را در بر میگیرد؛ از زنای محصنه و غیرمحصنه، زنای به عنف، اغفال، ربایش زنان، دایر کردن مراکز فساد و مجالس لهو و لعب گرفته، تا لواط، مساحقه، بوسیدن، در آغوش گرفتن، نگاههای شهوتآلود و حتی پدیدهی ناهنجار «ازدواج سفید» که فاقد هرگونه مشروعیت شرعی و قانونی بوده و در حکم زنا ارزیابی میشود.
از فروپاشی نهاد خانواده تا بحران هویت کودکان بیسرنوشت
پیامدهای زنجیرهای و ویرانگر روابط نامشروع، تنها به گناه فردی خلاصه نمیشود، بلکه زلزلهای سهمگین در ارکان جامعه است. کاهش آرامش روانی، سقط جنین، شیوع طلاق، فروپاشی ریشهای خانواده، گسترش منکرات، افت تحصیلی، دینگریزی و تضعیف باورهای دینی، تنها بخشی از هزینههای سنگین این انحرافات است.
مرور خاطره تلخ زنی جوان که با داشتن همسر و دو فرزند، در دام ارتباطی پنهان گرفتار شد و در پی رسوایی آن، همسرش او را طرد کرد و از پذیرش فرزندان سر باز زد، تصویری عریان از این فاجعه است. آن زن ناچار به تنهایی در خانهای اجارهای سکنی گزید؛ خانهای که دیری نپایید به مأمن مردهای هرزه تبدیل شد و دو کودک معصوم او در طوفانی از بیسرپناهی و تباهی مطلق رها شدند. این نمونه تلخ، تنها گوشهای از عوارض هولناک روابط پنهان است که نسلها را قربانی میکند. زناکار، طرف مقابل را شریک زندگی نمیداند، بلکه ابزاری برای اطفای شهوت میپندارد؛ امری که به شدت نظام اصیل تشکیل خانواده، تربیت نسل پاکدامن، تعهدات اجتماعی و حتی نظام دقیق ارث و نسب را از میان میبرد و معمولاً با جرایم دیگری چون تهمت، تهدید، تجاوز و قتل گره میخورد.
راهبردهای پیشگیری و مهار در نگاه قرآن و عترت
در حکمت بزرگان دین آمده است که اگر کسی در مکانی خلوت با نامحرمی قرار گیرد، ایمنی مطلق وجود ندارد؛ چنانکه بزرگی در پاسخ به این پرسش که «اگر در مکان خلوتی با زن نامحرمی باشی، زنا میکنی؟» با نهایت تواضع و خوف الهی پاسخ داد: «امیدوارم خداوند چنین صحنهای را برای من به وجود نیاورد!» و هرگز ادعای مصونیت مطلق نکرد.
پرهیز از گفتوگوهای تحریکآمیز در دنیای حقیقی و مجازی، قطع ارتباطات ناسالم، عدم معاشرت با افراد لاابالی، تقویت اراده، توجه به ناپایداری لذات زودگذر دنیوی، برنامهریزی هدفمند برای اوقات فراغت، ورزش و دوری از انزوا و گوشهگیری، سپرهای پولادینی هستند که انسان را در برابر طوفان شهوات بیمه میکنند.
در قرآن حکیم، قصص الهی مظهر تجلی عفت و پاکدامنیاند؛ داستان عزتمندانه حضرت موسی(ع) و دختران شعیب در سورههای قصص، داستان پایداری اعجابانگیز حضرت یوسف(ع) در برابر وسوسههای لغزانندهی زلیخا در سوره یوسف، و در نقطه مقابل، سرنوشت عبرتآآموز و شنیع قوم لوط در سورههای عنکبوت و اعراف، همگی اسناد زندهای هستند که نشان میدهند حیات طیبه انسانی در گرو پاسداری از مرزهای عفت، و زوال قطعی جوامع در گرو طغیان غرایز و انحرافات جنسی است.










