چرا مجلس در رأس امور نیست؟!
چرا مجلس در رأس امور نیست؟!

اسفندماه امسال یازدهمین دوره انتخابات مجلس برگزار می‏گردد. هرچقدر به فضای انتخابات نزدیک‏تر می‏شویم، بازار ارزیابی عملکرد مجلس رونق بیشتری می‏گیرد. شاید یکی از گزاره‏هایی که در چند دوره اخیر مجلس در مجامع مختلف بیشتر شنیده می‏شود این است که مجلس آن‏چنان‏که باید و شاید کار شاخصی انجام نمی‏دهد و تأثیرگذاری شایانی در اداره امور کشور ندارد.

اسفندماه امسال یازدهمین دوره انتخابات مجلس برگزار می‏گردد. هرچقدر به فضای انتخابات نزدیک‏تر می‏شویم، بازار ارزیابی عملکرد مجلس رونق بیشتری می‏گیرد. شاید یکی از گزاره‏هایی که در چند دوره اخیر مجلس در مجامع مختلف بیشتر شنیده می‏شود این است که مجلس آن‏چنان‏که باید و شاید کار شاخصی انجام نمی‏دهد و تأثیرگذاری شایانی در اداره امور کشور ندارد. به عبارت دیگر مجلس به‏صورت درخور و شایسته‏ای در رأس امور نیست. ما در مقام نفی قدرت و تأثیرگذاری مجلس شورای‌اسلامی نیستیم اما باید اذعان نمود؛ این گزاره تا حدی درست است و مجلس آن جایگاهی که در اداره امور کشور طبق قانون اساسی باید داشته باشد، ندارد. توضیح آن‏که قانون‏گذار اساسی، جایگاه رفیعی برای مجلس در آرایش قوا قائل شده که شرح و بسط آن در این مقال نمی‏گنجد، اما در عمل مجلس در ادوار گذشته نتوانسته آن جایگاه رفیع را محقق کند. دلیل چنین رویدادی چیست و ریشه آن را در کجا باید جست؟ دلایل متعدد حقوقی، سیاسی، ساختاری و رویه‏ای باعث به وجود آمدن وضعیت فعلی شده که هرکدام از آن‌ها بحثی مفصل می‏طلبد. در این مقال به دو علت مرتبط با همدیگر می‏پردازیم.

۱ـ فقدان فراکسیون اکثریت

یکی از عواملی که باعث کندی حرکت مجلس می‏شود؛ فقدان یک فراکسیون اکثریت است. دقیقاً همان مکانیزمی که در رژیم‏های سیاسی پارلمانی باعث تشکیل دولت قوی و یا شکننده می‏شود در مورد مجلس شورای‏اسلامی و انفعال یا فعال بودن آن مؤثر است. در رژیم‏های سیاسی پارلمانی که دولت و رئیس دولت توسط پارلمان انتخاب می‏شوند و پارلمان اشراف شدیدی به دولت دارد، درصورتی‏که حزب اکثریتی در پارلمان وجود نداشته باشد تا دولتی قوی و یک‏دست را تشکیل دهد، احزاب موجود در پارلمان به‌ناچار دست به تشکیل دولتی ائتلافی می‏زنند که معمولاً این‏گونه دولت‏ها، ضعیف، منفعل و شکننده هستند و به‏راحتی سقوط می‏کنند. دلیل ضعف و انفعال آن‎ها این است که اکثریتی در پارلمان وجود ندارد که بتواند برنامه‏ها و ایده‏هایش برای اداره کشور را به‌راحتی پیش ببرد. این وضعیت در مورد مجلس شورای‌اسلامی نیز صادق است. در حال حاضر سه فراکسیون سیاسی امید، مستقلین و ولایی که کارکردی شبیه احزاب دارند در مجلس فعال‏اند اما هیچ‏کدام اکثریت قابل‌اعتنایی ندارند. این واقعیت خود را در انتخابات هیئت‌رئیسه مجلس نشان داده است. جایی که هیچ‏کدام از فراکسیون‏ها به‌تنهایی و بدون ائتلاف با فراکسیونی دیگر قدرت به دست آوردن کرسی‏های هیئت‌رئیسه را ندارند.

فقدان فراکسیون اکثریت می‏تواند باعث ضعف و انفعال مجلس در مقوله قانون‏گذاری و نظارت می‏شود. از طرفی چون فراکسیون‏های مجلس در اولویت‏های قانون‏گذاری و نظارت و موارد مهم و حیاتی کشور اختلافاتی دارند و از طرف دیگر تصویب موفق و جامع یک قانون یا نظارت مؤثر بر دولت نیازمند اکثریت قابل‏توجهی است، لذا مجلسی که فاقد فراکسیون اکثریت است در قانون‏گذاری و اجرا نمی‏تواند به‌راحتی حرکت کند و قوانین هدفمند و جامعی تصویب نماید. لذا می‏بینیم از این‏گونه مجالس، معمولاً قوانین مهم و اساسی که نیازمند وفاق و همدلی نمایندگان مجلس است بیرون نمی‏آید. به‏عنوان مثال در حوزه آزادی‏های اساسی مردم، یکی از طرح‏های اساسی و مهمی که توسط نماینده دیارمان جناب دکتر بنیادی مطرحی شد و در کمیسیون مربوطه نیز به تصویب رسید، طرح نحوه اجرای اصل ۲۷ قانون اساسی (طرح نحوه اجرای اجتماعات و راهپیمایی‏ها) است که پیش‏بینی می‏شود؛ به دلیل همین فقدان اکثریت در مجلس، در مرحله تصویب نهایی با موانعی روبرو گردد. در مورد نظارت هم‏چنین است، وقتی مجلس دارای یک اکثریت هم‌فکر است، می‏توان رئیس‏جمهور و وزرا را به سؤال و حتی استیضاح کشاند، در مجلس فاقد اکثریت فراکسیونی، ابزارهای نظارتی می‏تواند مبدل به ابزار معامله‏گری شود.

۲ـ ضعف فراکسیون‏های سیاسی

ما در کشورمان حزب به معنای واقعی نداریم و به همین ترتیب احزاب در مناسبات پارلمانی نقشی ندارند. اما فراکسیون‏های سیاسی که بر اساس قرابت‏های فکری تشکیل می‏شوند، می‏توانند تا حدودی کارکرد احزاب را ایفا کنند.

یکی از کارکردهای احزاب، آموزش نمایندگان پارلمان، طراحی طرح‏ها برای تصویب و آماده کردن گزارشات کارشناسی برای نمایندگان است. در کشورهایی که احزاب فعال‏اند، کمک به تصمیم‏گیری نمایندگان در قانون‏گذاری برعهده احزاب است. در کشورهای دارای احزاب قوی برخلاف کشور ما معمولاً طرح‏هایی که در پارلمان طرح می‏شود نه به نام یک یا چند نماینده، بلکه به نام حزب سیاسی یا فراکسیون سیاسی فعال در مجلس است. احزاب به دلیل متکی بودن به مانیفست و مرام‏نامه خاص خود و به پشتیبانی ساعت‏ها کار فکری و تحلیلی که در مورد مسائل و چالش‏های کشور انجام داده‏اند، بهتر می‏توانند در عرصه قانون‏گذاری فعال باشند و در قانون‏گذاری خط سیر فکری مشخص و برنامه جامعی را دنبال کنند.

در خلاء وجود احزاب در کشورِ ما، فراکسیون‏های سیاسی مجلس که هرکدام نماینده گرایش سیاسی خاصی هستند می‏توانند تا حدودی نقش احزاب در عرصه قانون‏گذاری را بازی کنند. البته به چند دلیل ایفای کارکرد احزاب به‏صورت کمال و تمام اتفاق نخواهد افتاد. یکی به دلیل این‌که فراکسیون‏ها برخلاف احزاب، پس از تشکیل مجلس تشکیل می‏شوند و هویت خود را از اعضای خود می‏گیرند، اما احزاب قبل از تشکیل مجلس فعال بوده‏اند و نمایندگانی به مجلس فرستاده‏اند و به‌نوعی نمایندگان هویت خود را از احزاب می‏گیرند لذا قطعاً اعضای فراکسیون به‏مراتب تبعیت کمتری از نمایندگان حزبی از برنامه‏ها و خط‏مشی‏های فراکسیون خواهند داشت. دلیل دیگر این‏که فراکسیون‏ها برآمده از جناح‏های سیاسی هستند و نه برآمده از احزاب، همان‏طور که نمی‏توان برای جناح سیاسی نسبت به حزب سیاسی منظومه فکری و نظری دقیق و مشخصی ترسیم نمود، برای فراکسیون‏ها نیز این امر ممکن نیست. فراکسیون همانند جناح سیاسی، می‏تواند متشکل از افرادی باشد که در خیلی از مسائل اساسی دارای اشتراکات فکری نباشند و اشتراکات آن‏ها در حداقل ممکن باشد، در چنین حالتی یک فراکسیون به نحو اکمل نمی‏تواند ادعا کند برای مسائل مختلف کشور مبانی فکری و نظری و برنامه دارد.

اما با این همه باز هم می‏توان از فراکسیون‏ها انتظار داشت تا حدودی هم‏چون احزاب در فرآیند قانون‏گذاری مجلس مشارکت داشته باشند. اما وقتی کارنامه فراکسیون‏های مختلف مجلس را چه در این دوره و چه در ادوار گذشته مرور می‏کنیم؛ متوجه می‏شویم نقش فراکسیون‏ها در امر قانون‏گذاری بسیار معدود و انگشت‏شمار بوده و بیشتر کمیسیون‏ها در امر انتخاب وزرا و اعضای هیئت‏رئیسه توانسته‏اند تا حدودی کارکرد حزب داشته باشند و به عبارتی به حداقل ممکن اکتفا کرده‏اند. شاید بتوان به جرأت گفت؛ تاکنون هیچ قانون مهم و اساسی که محصول کار یک فراکسیون باشد مطرح و تصویب نشده است. تجربه شخصی خودم، شاهد مثالی برای ضعف فراکسیون‏ها در تغذیه فکری نمایندگان است، اینجانب در جلسات متعدد بررسی طرح اجتماعات و راهپیمایی‏ها(اصل۲۷) که در کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس شورای‌اسلامی برگزار می‏شد شرکت داشتم و نقطه نظرات کارشناسی را بیان می‏کردم. در این جلسات دیدم که در مورد چنین طرح مهمی، اعضای فراکسیون امید به‌عنوان عضو کمیسیون با هم، هم‏نظر نیستند و بعضاً در تضاد همدیگر سخن می‏گویند و رأی می‏دهند.

بنابراین به نظر می‏رسد؛ دو علت از علل انفعال مجلس، یکی فقدان فراکسیون غالب و در نتیجه کندی حرکت و فلج شدن تصمیم‏گیری باشد و دیگری فقدان کارکرد حزب‏گونه برای فراکسیون‏های مجلس است که موجب سردرگمی فکری و نظری مجلس است.

  • نویسنده : سید حمید حسینی‏ یزدی
  • نحصیلات : دکترای حقوق و مدرس دانشگاه تهران
  • منبع خبر : آوای کاشمر