شورای شهر؛ اتاق شیشهای یا پشتپردهای از سکوت
شورایاسلامی شهر قرار نبوده و نیست نهادی برای صدور چند مصوبه کلی و انتشار گاهبهگاه عکسهای رسمی باشد. شورا با رأی مردم شکل گرفته و از منابع عمومی هزینه میکند و مأموریت دارد صدای شهروندان در ساختار مدیریت شهری باشد؛ صدایی برای نظارت، مطالبهگری، تصمیمسازی، دفاع از حقوق عمومی و مهمتر از همه، پاسخگویی باید باشد، اما امروز یک پرسش جدی پیش روی شورای شهر کاشمر قرار دارد: “مردم دقیقاً از عملکرد نمایندگان خود چه میدانند؟“
آیا مردم اطلاع دارند در جلسات شورا چه میگذرد؟ دستور جلسات چیست؟ کدام طرحها مطرح، تصویب، رد یا مسکوت ماندهاند؟ مصوبات شورا در چه مرحلهای از اجرا قرار دارند و کدام تصمیمها پس از ثبت در صورتجلسه، راهی بایگانی شدهاند؟!
وقتی پاسخ این پرسشها در دسترس عموم نیست، سخن گفتن از شفافیت، بیشتر به یک شعار اداری شبیه است تا یک واقعیت قابل لمس. اتاق شیشهای، اتاقی نیست که تنها نامش شفاف باشد؛ بلکه جایی است که مردم بتوانند آنچه در آن میگذرد را ببینند، ارزیابی کنند و درباره آن قضاوت داشته باشند. شورایی که خروجی جلساتش برای افکارعمومی نامعلوم است، مصوباتش به زبان روشن منتشر نمیشود و گزارش عملکردش در دسترس شهروندان نیست، نمیتواند خود را تریبون مردم بداند؛ حتی اگر در جلسات رسمی، بارها از مردم سخن گفته شود.
کاشمر با انبوهی از مسائل حلنشده روبهروست؛ از وضعیت آسفالت و معابر، روشنایی خیابانها و حملونقل عمومی گرفته تا پروژههای نیمهتمام، بافتهای فرسوده، ساماندهی بازار، مدیریت پسماند، مشکلات اجتماعی و فرهنگی و دهها مطالبهای که همچنان در صف رسیدگی ماندهاند. مردم حق دارند بدانند شورای شهر در برابر این فهرست بلندبالا، چه نقش واقعی و مؤثری ایفا کرده است البته نه در حد وعدههای کلی، نه در قالب مصوبههای بدون سرانجام، نه با گزارشهای مبهم و مناسبتی؛ بلکه در اندازه نتیجهای که شهروند بتواند آن را در زندگی روزمره خود ببیند و لمس کند.
از طرفی هیچکس منکر قانونی بودن حقالجلسه اعضای شورا نیست؛ اما هر ریالی که از منابع عمومی پرداخت میشود، باید در برابر افکارعمومی قابل توضیح باشد. مردم حق دارند بدانند هر عضو شورا در چند جلسه شرکت کرده، چه میزان پیگیری داشته، در چه پروندههایی نقشآفرین بوده و در برابر هزینهای که از بیتالمال پرداخت شده، چه دستاورد مشخصی نصیب شهر کرده است. این پرسشگری تخریب نیست؛ مطالبهای قانونی و نشانه بلوغ جامعهای است که نمیخواهد مدیریت شهرش در هالهای از ابهام باقی بماند.
در این میان، مسئولیت سخنگوی شورای شهر نیز بیش از دیگران است. سخنگو یک عنوان تشریفاتی برای درج در سربرگ یا معرفی در مراسمها نیست؛ سخنگو پل ارتباطی شورا با مردم است. اگر شهروندان برای اطلاع از سرنوشت شهر خود ناچارند به شنیدهها، شایعات، نقلقولهای پراکنده و روایتهای غیررسمی رجوع کنند، نخستین پرسش باید متوجه سازوکار اطلاعرسانی شورا باشد: اگر این دوره شایعات فضای مجازی باورپذیرترشدند به دلیل عدم اطلاعرسانی به موقع است چرا مردم نباید مستقیماً و بهموقع، از زبان رسمی شورای شهر در جریان تصمیمات قرار بگیرند؟
نزدیکی به پایان دوره شورا نیز نمیتواند بهانهای برای کاهش تحرک، کمرنگ شدن مطالبهگری یا عقبنشینی از پاسخگویی باشد. درست برعکس؛ ماههای پایانی مسئولیت، زمان ارائه کارنامه است. زمان آن است که شورای شهر کاشمر بدون تعارف، گزارشی مستند و قابل ارزیابی از عملکرد خود منتشر کند؛ گزارشی که در آن مشخص باشد چه وعدههایی محقق شده، چه پروژههایی متوقف مانده، چه موانعی وجود داشته و سهم هر عضو و هر کمیسیون در تصمیمات شهری چه بوده است.
اگر برخی اعضای فعلی، به هر دلیل حقوقی یا انتخاباتی، صلاحیتشان احراز نشده و امکان حضور در دوره بعد را نداشته باشند، مسئولیت آنان کم نمیشود؛ سنگینتر میشود. پایان یک دوره، مجوز رها کردن وظایف نیست. اتفاقاً فرصتی است تا کسانی که دیگر درگیر رقابت انتخاباتی نیستند، با صراحت بیشتری از حقوق مردم دفاع کرده، موانع را افشا کنند و کارنامه خود را شفافتر در معرض قضاوت شهروندان بگذارند.
امروز مردم کاشمر گزارش کار میخواهند. نمایش نمیخواهند؛ نتیجه میخواهند. جلسه پشت جلسه نمیخواهند؛ اثر تصمیمها را در خیابان، محله و زندگی خود میخواهند.
انتشار ماهانه دستور جلسات و مصوبات، ارائه گزارش از وضعیت اجرای تصمیمها، اعلام عمومی حضور و غیبت اعضا، شفافسازی درباره هزینهها و حقالجلسات، و تشریح پیگیریهای شورا، اقدام ویژه یا امتیازی برای مردم نیست؛ اینها حداقل وظایف نهادی است که با رأی مرد م و از جیب مردم اداره میشود.
شورایشهر اکنون باید میان دو مسیر انتخاب کند: یا واقعاً نهاد نمایندگی مردم باشد و در برابر آنان با شفافیت کامل بایستد؛ یا همچنان پشت دیوار سکوتی پنهان بماند که هر روز بلندتر و بیاعتمادکنندهتر میشود.




