در جغرافیای توسعه، «راه» تنها یک مسیر فیزیکی برای عبور خودروها نیست؛ راه، شریان انتقال سرمایه، کالا، نیروی انسانی و فرصتهای اقتصادی به مناطق مختلف است. اما «ریل» از این نیز فراتر میرود. راهآهن ستون فقرات حملونقل انبوه، ترانزیت و لجستیک در اقتصاد مدرن است و میتواند یک منطقه را از حاشیه به متن شبکه اقتصادی کشور منتقل کند. از همین منظر، سالهاست که مردم ترشیز و بهویژه شهرستان کاشمر، چشمانتظار اتصال به شبکه ریلی کشور هستند؛ انتظاری که اکنون پس از سالها مطالعه و وعده، با یک پرسش جدی مواجه شده است: آیا راهآهن واقعاً به کاشمر خواهد رسید؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که دو روایت متفاوت درباره آینده این پروژه مطرح شده است؛ یک روایت بر مطالعات و نقشههای پروژه تأکید دارد و روایت دیگر، سخنی است که از سوی نماینده مردم ترشیز در مجلس مطرح شده مبنی بر اینکه راهآهن «هرگز به کاشمر نمیرسد»
حجتالاسلام جواد نیکبین، نماینده مردم ترشیز در مجلس شورای اسلامی، در اظهارات اخیر خود در جمع خبرنگاران گفته؛ ممکن است راهآهن به منطقه برسد، اما نه به شهر کاشمر؛ بلکه در نهایت در محدوده میان خلیلآباد و بردسکن و آن هم به صورت یک خط آنتنی خواهد بود. اگر این سخن به معنای کنار گذاشته شدن کاشمر از مسیر اصلی راهآهن باشد، طبیعتاً افکارعمومی منطقه حق دارند درباره مبنای این تصمیم، مستندات کارشناسی آن و سرنوشت مطالعات انجامشده توضیح روشنی دریافت کنند.
در مقابل، فرماندار کاشمر پیشتر در گفتوگویی اعلام کرده بود که شبکه ریلی کشور در حال گسترش است و هر شهر متناسب با میزان نفوذ و نیاز خود میتواند از این ظرفیت بهرهمند شود. وی همچنین به پروژه احداث راهآهن فیضآباد ـ سبزوار اشاره کرده و گفته بود این پروژه در سال ۱۳۹۱ تعریف شده و حدود ۲۰۰ کیلومتر از مسیر آن مطالعه شده و تنها حدود ۸۰ کیلومتر باقی مانده است. این اظهارات نشان میدهد که موضوع راهآهن ترشیز نه یک ایده تازه و نه یک مطالبه بدون پشتوانه است.
پروژهای که بیش از دو دهه قدمت دارد
اتصال ریلی سبزوار ـ کاشمر به بافق ـ مشهد پروژهای نیست که امروز برای نخستینبار مطرح شده باشد. این طرح از سال ۱۳۸۱و با پیگیریهای مرحوم دکتر خباز مطرح و در همان مقطع در نقشههای وزارت راه قرار گرفت. طول مسیر این پروژه حدود۲۸۰ کیلومتر اعلام شده و قرار است ارتباط ریلی میان شهرستانهای مهولات، کاشمر، خلیلآباد، بردسکن، ششتمد و سبزوار را برقرار کند. بر اساس اطلاعات اعلامشده از سوی مسئولان، شرکت «مترا» نیز به عنوان مشاور مطالعات پروژه انتخاب شده و بخش عمده مطالعات آن انجام گردیده است. بنابراین، اگر بیش از ۸۰ درصد مطالعات پروژه نهایی شده باشد، دیگر نمیتوان با این طرح مانند یک ایده خام و ابتدایی برخورد کرد. پروژهای که سالها مطالعه شده، مسیرهای آن بررسی و برای آن نقشه تهیه شده است، باید از مرحله شعار عبور کرده و درباره سرنوشت اجرایی آن تصمیم روشن گرفته شود.
اما در اینجا یک نکته مهم وجود دارد که شاید منشأ بخشی از ابهامهای امروز باشد. گویا در طرح پیشنهادی اولیه، مسیر راهآهن از شهرهای کاشمر، خلیلآباد و بردسکن عبور نمیکرده است؛ اما در ادامه، از سوی مشاور طرح مسیر پیشنهادی جدیدی ارائه شده که شهرهای مذکور را در مسیر قرار میدهد. اگر چنین باشد، احتمالاً بخشی از اختلاف روایت فعلی ناشی از آن است که همه مسئولان و تصمیمگیران منطقه در جریان آخرین نقشه و پیشنهاد مشاور قرار نگرفتهاند. اگر نماینده مردم از تغییر مسیر و پیشنهاد جدید مشاور اطلاع کامل نداشته باشد، ممکن است سخن «راهآهن هرگز به کاشمر نمیرسد» بر مبنای اطلاعات مربوط به طرح اولیه بیان شده باشد، نه آخرین مطالعات. این موضوع البته باید بهسادگی قابل حل باشد: آخرین نقشه مصوب یا پیشنهادی، گزارش مطالعات مشاور و وضعیت فعلی پروژه به صورت شفاف در اختیار افکارعمومی قرار گیرد.
اختلاف روایتها؛ مشکل اصلی کجاست؟
مسئله راهآهن کاشمر را نمیتوان صرفاً یک اختلاف فنی درباره چند کیلومتر مسیر دانست. این پروژه به آینده اقتصادی منطقه مربوط است. اگر قرار باشد راهآهن از منطقه عبور کند اما شهر کاشمر، به عنوان یکی از مهمترین مراکز جمعیتی، کشاورزی، صنعتی و خدماتی منطقه، تنها یک خط فرعی یا آنتنی داشته باشد، باید پرسید این تصمیم دقیقاً بر اساس چه مطالعاتی گرفته شده است؟ اگر مطالعات کارشناسی نشان میدهد اتصال مستقیم کاشمر توجیه اقتصادی ندارد، مردم حق دارند این مطالعات را ببینند و بدانند شاخصهای اقتصادی، جمعیتی، بار، مسافر و ظرفیتهای صنعتی و کشاورزی چگونه محاسبه شده است. یادمان باشد اگر با دیدگاه “توجیه ندارد” پیش بریم ، شاید مجوز منطقه ویژه اقتصادی هم برای این شهرستان دریافت نمیشد
از سوی دیگر، اگر مطالعات جدید مشاور نشان داده است که عبور خط از کاشمر و سایر شهرهای ترشیز از نظر فنی و اقتصادی امکانپذیر و قابل دفاع است، چرا باید پیشاپیش اعلام شود که راهآهن «هرگز» به کاشمر نخواهد رسید؟ کلمه «هرگز» در چنین موضوعی بسیار سنگین است. پروژههای زیربنایی تابع تغییر دولتها، منابع مالی، مطالعات جدید، اولویتهای توسعهای و تصمیمهای مدیریتی هستند. بنابراین بهتر است به جای پیشبینی قطعی آینده، مستندات فنی و اقتصادی روی میز گذاشته شود.
کاشمر نباید تماشاگر عبور ریل باشد
نگرانی اصلی مردم منطقه این نیست که صرفاً صدای قطار را بشنوند. مسئله این است که آیا ریل میتواند به توسعه واقعی ترشیز کمک کند یا خیر. اگر قطار از نزدیکی منطقه عبور کند اما مراکز جمعیتی و اقتصادی آن از ایستگاه مناسب محروم باشند، بخش مهمی از فرصت توسعه از دست خواهد رفت. کاشمر ظرفیتهای مهمی در کشاورزی، صنایع تبدیلی، گردشگری، معادن، تجارت و خدمات دارد. منطقه ترشیز نیز در صورت اتصال مناسب به شبکه ریلی میتواند بخشی از بار و مسافر شرق کشور را جذب یا منتقل کند. بنابراین راهآهن برای این منطقه فقط یک وسیله حملونقل نیست؛ یک زیرساخت توسعهای است. البته نباید از سوی دیگر، مطالبه راهآهن را صرفاً با احساسات محلی پیگیری کرد. اگر قرار است پروژهای با هزینه سنگین ملی اجرا شود، باید توجیه اقتصادی، فنی و اجتماعی داشته باشد. مطالبه مردم زمانی قدرتمند خواهد بود که با سند و مطالعه کارشناسی همراه شود.
اکنون زمان شفافسازی است
به نظر میرسد مهمترین اقدام در شرایط کنونی، نه ادامه دادن اختلافات رسانهای، بلکه شفاف کردن وضعیت واقعی پروژه است. مسئولان مربوط باید آخرین نقشه مسیر را منتشر کنند؛ مشخص شود مسیر فعلی دقیقاً از کجا عبور میکند، سهم کاشمر و سایر شهرستانها چیست؟ مطالعات پروژه در چه مرحلهای قرار دارد، میزان پیشرفت واقعی آن چقدر است و مهمتر از همه، آیا اتصال مستقیم کاشمر به شبکه ریلی از نظر کارشناسی قابل اجرا و توجیهپذیر است یا خیر؟ اگر نماینده محترم مجلس از آخرین تغییرات مسیر اطلاع نداشته است، دستگاه اجرایی و مشاور پروژه باید اطلاعات را در اختیار ایشان قرار دهند. اگر هم مسیر جدید مورد تأیید نیست، دلایل فنی آن باید به مردم اعلام شود. مردم ترشیز نباید میان دو روایت متناقض سرگردان بمانند؛ یک روایت که از مطالعات و نقشهای سخن میگوید که کاشمر را در مسیر قرار داده و روایت دیگر که از نرسیدن راهآهن به این شهر خبر میدهد. مسئله امروز شاید بیش از آنکه «راهآهن میرسد یا نمیرسد» باشد، این است که چه کسی قرار است درباره آینده ریلی ترشیز تصمیم بگیرد و این تصمیم بر چه اساسی گرفته خواهد شد؟ ریل اگر بیاید، باید برای توسعه منطقه بیاید؛ نه اینکه فقط از کنار آن عبور کند. و اگر قرار نیست به کاشمر برسد، مردم باید دلایل آن را از زبان کارشناسان و بر اساس اسناد رسمی و نه از خلال اظهارنظرهای پراکنده و متناقض بشنوند.
ترشیز بیش از دو دهه است که در انتظار این شریان حیاتی است. اکنون زمان آن رسیده است که این انتظار از فضای وعده و اختلاف روایتها خارج شود و به یک تصمیم روشن، مستند و قابل سنجش برسد. ریل، پروژه یک نماینده، یک فرماندار یا یک دولت نیست؛ سرمایهای برای چندین نسل از مردم منطقه است. بنابراین درباره مسیر آن نیز باید با نگاه چندنسلی تصمیم گرفت، نه با ملاحظات کوتاهمدت سیاسی آن را دید.




