در دنیای امروز، شبکههای اجتماعی به ابزاری اساسی در زندگی روزمره تبدیل شدهاند و بهراحتی امکان ارتباط با دیگران را فراهم میکنند. این پلتفرمها با وعدههای جذاب در مورد تسهیل ارتباطات و ایجاد جوامع مجازی، بسیاری از افراد را به خود جذب کردهاند. با این حال، واقعیت این است که این فضاها میتوانند آسیبهای جدی بهسلامت روانی و اجتماعی کاربران وارد کند.
جوانان کاشمری، مانند بسیاری از همسنوسالان خود در نقاط دیگر، تحت تأثیر اینفلوئنسرها و چهرههای مجازی قرار دارند. این افراد با ارائه تصاویری ایدهآل و زندگیهای بهظاهر کامل، بهعنوان الگوهایی برای جوانان کاشمری تبدیل شدهاند. اما بسیاری از این اینفلوئنسرها، تنها نمایشی از یک زندگی فریبنده را ارائه میدهند و واقعیتهای پشتصحنه زندگی آنها اغلب با آنچه نشان میدهند، فاصله زیادی دارد.
این الگوبرداری میتواند به احساس ناکافی بودن و عدم رضایت از زندگی در جوانان کاشمری منجر شود. آنها ممکن است بهخاطر عدم تطابق زندگی واقعی خود با تصاویری که از اینفلوئنسرها میبینند، دچار اضطراب و افسردگی شوند. همچنین، این فریبخوردگی میتواند تأثیرات منفی بر روابط اجتماعی و تعاملات واقعی آنها نیز داشته باشد.
بهعلاوه، جوانان کاشمری ممکن است برای جلبتوجه و تأیید اجتماعی، دست به اقداماتی بزنند که نهتنها بهسلامت روانیشان آسیب میزند، بلکه ممکن است آنها را در موقعیتهای خطرناک قرار دهد. بهجای ایجاد ارتباطات واقعی و معنادار، آنها در دنیای مجازی غرق میشوند و از تجربیات واقعی زندگی خود فاصله میگیرند.
استفاده نادرست از شبکههای اجتماعی نهتنها به افزایش تنشهای اجتماعی منجر میشود، بلکه میتواند به ترویج اطلاعات نادرست و خرافات نیز دامن بزند. در این فضا، افراد بهراحتی میتوانند نظریات و اطلاعات غیرموثق را به اشتراک بگذارند و این امر مخاطبان را در معرض خطرات جدی قرار میدهد. به دلیل عدم وجود کنترل و نظارت کافی در این فضا، کاربران بهسادگی میتوانند افکار و احساسات ناخودآگاه خود را بدون فیلتر بیان کنند و این امر میتواند به ایجاد یک فضای خطرناک منجر شود.
یک روانشناس، رواندرمانگر و روانکاو، در خصوص آسیبهای فضایمجازی و شبکههای اجتماعی گفت: فضای مجازی، شبکههای اجتماعی و تمامی ابزارهای ارتباطی در بستر اینترنت علیرغم فواید بیشمار ارزشمند آنها و تسهیلکننده زندگی در جوامع فعلی، ایرادات مهمی هم دارند.
محمدرضا ابراهیمی، با اشاره به اینکه شبکههای اجتماعی فرصتهای دوطرفه برای بحثهای علمی، سیاسی، فرهنگی و خبری را فراهم میکنند، تأکید کرد: با این حال، خود ما نیز بهعنوان مخاطب در معرض خطرات بیشماری قرار داریم. شبکههای اجتماعی میتوانند بهشت شیادها هم محسوب شوند، فضایی که در آن سوءاستفاده بهراحتی امکانپذیر است و انتقال اطلاعات آسیبزننده میتواند ضررهای هنگفتی به مخاطبان وارد کند.
وی به وجود آسیبدیدگان روانی و رفتاری در این شبکهها اشاره و اظهار کرد: شاهد هستیم که اشاعه دهندگان خرافات و افرادی که دارای ناهنجاریهای مختلف هستند، به شکل ناشناس و گاه بیپروا در این فضاها فعالیت میکنند و مخاطبان را جذب و در معرض صدمه و آسیب قرار میدهند.
وی خاطرنشان کرد: به دلیل ناشناخته بودن افراد در این فضا، سنسور و کنترل وجود ندارد و ما میبینیم که کاربران چگونه مکنونات و افکار ناخودآگاه خود را بهراحتی در این شبکهها ابراز میکنند که این امر مخاطبان را بهشدت در معرض آسیب قرار میدهد.
ابراهیمی، در ادامه تحلیلهای خود درباره آسیبهای فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، به بررسی صدماتی که این ابزارها به مخاطبان وارد میکنند، بهویژه بر مفهوم «الینه شدن» یا بیگانگی افراد پرداخت و تأکید کرد: این پدیده بهتدریج باعث میشود افراد با خود و اطرافیانشان بیگانه شوند و جایگزینی برای روابط حقیقی خود پیدا نمایند. حلقه دوستان و مخاطبان آنها به افرادی محدود میشود که در شبکههای اجتماعی دنبال میکنند.
این الینه شدن، مفهومی بسیار وسیع است که در جامعهشناسی و روانشناسی کاربرد دارد. از منظر روانکاوی، این وضعیت میتواند بهنوعی فرار از خودِ واقعی باشد؛ فرد به سطحی از انجماد و واپسزنی میرسد و تبدیل به یک تصویر ایدهآل یا یک فرد مورد نفرت خود میشود.
این روانکاو همچنین به افزایش کشمکشها و تعارضات بهواسطه استفاده نادرست از شبکههای اجتماعی اشاره و اظهار کرد: این شبکهها خاصیت تسکیندهندگی ندارند و ما نباید از آنها انتظار تسکین مشکلات خود را داشته باشیم. در واقع، این ابزارها میتوانند به افزایش تعارضات و کشمکشها کمک کنند.
وی با بیان اینکه یک پیام، خبر یا پست میتواند بهراحتی مشکلات قومی و فرهنگی ایجاد کند و حتی منجر به درگیریها و جنگها شود، به تجمع افرادی اشاره کرد که تحت تأثیر پیامهای شبکههای اجتماعی دور هم جمع میشوند و افزود: این تجمعات ممکن است بر اساس اهداف خاصی شکل بگیرد که با معیارها و قوانین اجتماعی همخوانی ندارد.
ابراهیمی با اشاره به گروههای خاصی که در این فضاها شکل میگیرند، خاطر نشان کرد: این گروهها میتوانند به گسترش فحشا و مسائل اخلاقی منجر شوند و خانوادهها و فرزندان را در معرض خطر قرار دهند.
وی در خصوص خاصیت و همافزایی شبکههای اجتماعی اظهار کرد: افرادی که تحت عنوان بلاگرها فعالیت میکنند، عمدتاً تلاش میکنند تا ساختار وهمی مخاطبان خود را در دست بگیرند و ویدیوهای میلیونی و چند صدمیلیونی تولید میکنند.
در عصر دیجیتال، شبکههای اجتماعی به بخش جداییناپذیر از زندگی روزمره افراد تبدیل شدهاند و بهویژه جوانان و دانشآموزان بهشدت تحت تأثیر آن قرار دارند. این پلتفرمها اگرچه امکاناتی برای ارتباط و تبادل اطلاعات فراهم میکنند، اما استفاده نادرست از آنها میتواند عواقب جدی بر سلامت روان و روابط اجتماعی کاربران داشته باشد. تأثیرات منفی این فضا بر روی دانشآموزان بهوضوح قابلمشاهده است؛ از افت تحصیلی گرفته تا کاهش تواناییهای ارتباطی و اجتماعی.
ابراهیمی با اشاره به اینکه دیدن فیلمها، گزارشها و اخبار در این شبکهها میتواند به پیچیدگی اوهام و کاهش ارتباط افراد با واقعیت منجر شود، گفت: این پدیده بهتدریج باعث قطع ارتباط فرد با واقعیت میشود و بودن در شبکههای اجتماعی در واقع نوعی جایگزینی برای رفتارها و واقعیتهای روزمره است.
وی همچنین به تأثیرات منفی این وضعیت بر دانشآموزان اشاره و بیان کرد: دانشآموزانی که در نیمههای شب تا صبح به شبکههای اجتماعی متصل هستند و چت میکنند، عوارض زودهنگامی را تجربه خواهند کرد.
این روانکاو تصریح کرد: یکی از عمدهترین مخاطبان من، افرادی هستند که شبکههای مجازی و فضای مجازی را جایگزین واقعیت کردهاند؛ به همین دلیل است که ما میبینیم افت تحصیلی در دانشآموزان بیشتر شده است.
اگر به خانوادهها دقت شود، میبینید که والدین آنها هم همین مشکل را در رابطه با شبکههای مجازی دارند. همه اعضاء خانواده در سطحی دور از هم در فاصله از یکدیگر، غرق در گوشی هستند و هر کدام دغدغههای خاص خود را در شبکههای اجتماعی پیگیری میکنند.
ابراهیمی افزود: نهایتاً، همه این عوامل منجر به پدیدهای به نام خود تخریبگری میشود که بهتدریج فرد در شغلش دچار پسرفت میشود و در درس نیز همینطور و در روابط بین فردی، روابط بین زن و شوهرها، اطلاعات ناقصی که پیدا میکنند و یا درگیری با شبکهها و افرادی که آسیب دیدهاند.
وی گفت: مسئله اصلی و مهم، الگوبرداری است. سبک زندگی اینفلوئنسرها، بلاگرها و افرادی که به نحوی شهرت دارند، غالباً دروغ و نمایش است. اکثر افرادی که بهعنوان بلاگر یا اینفلوئنسر فعالیت میکنند، آسیبدیدگان و بیماران روانی هستند که ذهنشان درگیر افکارمخربی است. این افکار و دروغهای آنها الگوبرداری میشود و افرادی که آنها را دنبال میکنند، این دروغها را راست و درست میپندارند. نتیجهاش هم این میشود که این الگوبرداری منجر به آسیبهای روانی و رفتاری در مخاطبان میشود.
فضای مجازی، با وجود تسهیل ارتباطات، یک شمشیر دو لبه است که میتواند به بهای سنگین سلامت روانی و کیفیت روابط اجتماعی تمام شود. آسیب اصلی در این بستر، پدیدهی «بیگانگی» یا «الینه شدن» است؛ جایی که تعاملات واقعی با دنیای مجازی جایگزین شده و افراد، بهخصوص نسل جوان، در انزوا فرو میروند و مرجعیت خود را به اینفلوئنسرهای معیوب میسپارند که اغلب زندگیشان مبتنی بر توهم و نمایش است.
این تقلید از الگوهای نادرست، زمینهساز آسیبهای رفتاری و روانی عمیق در مخاطبان میشود. از منظر روانکاوی، این فضا به دلیل فقدان کنترل و ناشناخته بودن کاربران، تبدیل به محلی برای تخلیه هیجانات سرکوب شده و اشاعه اطلاعات غیرموثق میشود که این امر نهتنها تنشهای اجتماعی را افزایش میدهد، بلکه ساختار خانوادهها و عملکرد تحصیلی دانشآموزان را نیز بهشدت مختل میسازد؛ بنابراین، هوشیاری فعال و آگاهی مستمر در مواجهه با این محیط، تنها راهکار برای حفظ اصالت فردی و سلامت جمعی است.





