سالیانی از تقسیمهای متعدد کشوری در کاشمر میگذرد، سالهایی که منطقه را شهرستان کاشمر مینامیدند و امروز و با افتخار، ترشیز بزرگ و کهن.
بردسکن، اولین عضو مستقل این منطقه شد و خلیلآباد و کوهسرخ نیز در گذر زمان، هویتی مستقل گرفتند حاصل این استقلالها اختصاص اعتبارها، بودجهها، دستگاههای اجرایی و… باشد و رشد بیشتر هر دیار.
در این میان آنچه مهم است حفظ ساختار قومی و مردمی منطقه است که همچون گذشته با یکدیگرند، ارتباطات اجتماعی، خانوادگی، کاری و شغلی دارند و ورای از شهر و دیار، خود را اهل منطقه کهن و بزرگ ترشیز میدانند.
سکونت و اشتغال، وصلتها، رفتوآمدها، قبول مسئولیتها، شراکتها، همنشینیها و… همه و همه، سوای از نام هر دیاری از این منطقه، مردمانش را بسان دانههای تسبیحی، گرد هم آورده است تا ثابت کنند که علایق و ارتباطها ورای هر حدومرز جغرافیایی است.
منطقهای که کاشمرش را چهارمین شهر زیارتی کشور میدانند، خاستگاه سرو کهنش از علیآباد کشمر بردسکن است، کشمش سبز قلمیش، محصول عمده تاکستانهای خلیلآباد است و کوههای سربه فلک کشیده و معادن و ییلاقهای نهفتهاش در کوهسرخ است.
این وحدت و با هم بودن خصیصه و امتیاز دیرینه مردم ترشیز کُهن محسوب میشود، چرا که هر جا لازم بوده برای اعتلای منطقه بکوشند با نگاهی فراتر از دیار خود، پای به میدان گذاشته و توانستهاند در سایهسار این وحدت بر قدرت منطقهای بیفزایند.
نمونههای آن بسیار است از انتخاب نماینده در مجلس شورایاسلامی گرفته تا پیگیری دستیابی به امکاناتی که وجودش در هر حوزه جغرافیایی منطقه، عوایدی عام داشته است.
نمونه ملموس و صدالبته توقع و خواسته بهجای مردمان این دیار، جاده آرزوهاست که طی دهها سال، رنگ حکایت و مثلی تاریخی به خود گرفته است. مسیری که دو بانده شدنش، نه برای یک شهر و اهالیاش، بلکه برای مردم ترشیز بزرگ و کهن، مهم و حیاتی است و هیچکس آن را برای کاشمر یا خلیلآباد یا بردسکن یا کوهسرخ نمیداند.
اتفاقی که اگر به سرانجام برسد مردمان هر چهار شهرستان را از فوایدش بهرهمند میکند، از تصادفهای مرگبار ساکنان و مسافران منطقه میکاهد، دسترسیها را آسان میکند، حملونقل را سرعت میبخشد، شهرها را از بنبست میرهاند و…
و اینجاست که تلاشها، پیگیری مطالبات بهحق، تفکرهای فرامرزی و تبدیل آن به دغدغه منطقهای، میتواند در ایجاد وحدت، همصدایی و در نتیجه افزایش قدرت، نمود یابد و مسئولان و متولیان هر سازمان، دستگاه و تشکیلاتی را مجبور به پاسخگویی و اجابت کند.
با این تفکر، اختصاص فلان دستگاه درمانی یا ایجاد فلان صنعت یا تشکیل فلان ساختار و… در هر شهرستان منطقه ترشیز بدون مصادره به نام، یعنی استفاده و راحتی کل مردم منطقه، یعنی بلندتر شدن صدای مردم این سرزمین دیرینه و بهتر شنیده شدن آن و استفاده عموم.
امید که این پیوند ناگسستنی، همچنان منشأ آثار و برکات بسیار برای مردمان لایق چهار شهرستان خطه ترشیز کهن باشد چرا که از قدیم هم گفتهاند یکدست صدا ندارد.