در حکومتهایی که بر اساس رأی و خواست مردم شکل گرفته و دوام و قوام آنها بستگی به ارادهی عمومی دارد اعتراض حق مسلم و شناختهشدهی تکتک افراد جامعه است و آنان میتوانند بر عملکرد نمایندگان منصوب خویش در قوای مختلف نظارت مستمر داشته و چنانچه بر روش اجرا شده توسط آنان نقد داشته باشند بدون لکنت آن را گوشزد کرده و در صورت نیاز فریاد زنند. بر این اساس حق اعتراض همزاد حکومتهای مردمی است و بنابراین علاوه بر اینکه به رسمیت شناخته میشود لازم است اصول و قواعد آن نیز در جامعه تبیین گردد و آموزش داده شود زیرا هر حقی اگر به روش درست اعمال نگردد ممکن است به ضد خود تبدیل شده و نهتنها کارایی لازم را نداشته باشد، بلکه نتیجهای خلاف انتظار از آن حاصل گردد.
اگر بخواهیم از طریق اعتراض در اصلاح امور مملکت نقش ایفا نماییم باید به موارد متعددی توجه داشته باشیم مهمترین اصل اینکه: اعتراض موردنظر ما شیوهای اصلاحی است نه انقلابی یعنی معترضین قصد ندارند حکومت را از اساس تغییر دهند بلکه میخواهند قسمتی از امور را اصلاح نمایند. حال ممکن است این اصلاحات اساسی و زیربنایی باشد یا جزئی و روبنایی؛ بنابراین خواستههایی که اساس حاکمیت را نشانه رفته نمیتواند اعتراض نامیده شود بلکه در مقولهی انقلاب جای میگیرد که از موضوع بحث خارج است. دوم آنکه در بیان اعتراض لازم است نوع اعتراض، مقام و یا نهادی که مورد اعتراض است و همچنین موردی که نسبت به آن ایراد وارد میشود بهصورت روشن و شفاف مشخص گردد و چنانچه هرکدام از این موارد معین نشود نتیجهبخش بودن اعتراضات در هالهای از ابهام فرو میرود چرا که اگر معترضین مشخص نباشند حاکمیت نمیداند با چه افرادی باید به گفتوگو بنشیند و جهت حل مشکل چارهاندیشی نماید. نوع اعتراض نیز ممکن است: صدور نامه سرگشاده یا بیانیه، تحصن، راهپیمایی، اعتصاب و… باشد و همچنین لازم است نهاد یا فرد مورد اعتراض نیز مشخص شود تا بتواند دربارهی عملکرد خویش پاسخ دهد و موضوع نیز معین گردد تا میزان پیشرفت مذاکرات قابلمحاسبه باشد.
از سوی دیگر معترضین باید زمان کافی جهت تحقق اصلاحات موردنظر خود را معین کنند و اعلام نمایند چنانچه در این مرحله به خواستههای خود دست نیافتند در مرحلهی بعد چه اقدامی انجام خواهند داد.
بهترین و نتیجهبخشترین شیوه جهت تحقق موارد فوق آن است که حکومتها در کنار برگزاری آزاد انتخابات نسبت به فعال کردن احزاب و مجامع صنفی اقدام نموده و زمینهی شکلگیری آنها را تسهیل و تسریع نمایند. در سالهای اخیر عدم توجه به این موارد موجب شده اشتباهات حاکمیتی افزایشیافته و به دنبال آن اعتراضات مردمی شکل گیرد و از آنجا که شیوهی درست اعتراض و همچنین روش صحیح برخورد با آن آموزش داده نشده این حرکات از مسیر اولیه منحرف و موجب خسارات فراوان مادی و معنوی شده است که مهمترین آن افزایش شکاف میان حاکمیت و مردم است و همین گسست و کاهش اعتماد متقابل باعث حل نشدن مشکل شده و زمینهساز اعتراضات بعدی میشود و تا زمانی که این چرخهی معیوب اصلاح نگردد هر لحظه ممکن است با جرقهای احساسات عمومی تحریک و حرکتی اعتراضی مقطعی و غیرهدفمند آرامش مردم و جامعه را بر هم زده و ناگفته پیداست که افراد و گروههایی در پی بهرهگیری از این حرکات و رسیدن به اهداف موردنظر خویش باشند بنابراین نباید به روشهای مقطعی و روبنایی اکتفا شود بلکه لازم است با ریشهیابی موضوعات ضمن حل اساسی مشکلات، شیوهی درست اعتراض و برخورد با آن بهصورت فرهنگ عمومی درآید.




