در این هشتروز هفته در پی بیثباتی قیمت ارز و حذف ارز ترجیحی، وقوع ناآرامیها، قطعی اینترنت و شاخ و شانه کشیدنهای ترامپ برای نظام حکمرانی، خبرهایی شنیدیم از اینکه بالأخره مجلس یادش آمد کلیات «نحوه برگزاری تجمعات و راهپیماییها» را تصویب کند که به قدر مجال این ستون به اخبار ریزودرشت مملکت گل و بلبلمان در این هشتروز هفته میپردازم؛
جامعه در بنبست اجتماعی!
در این گیرودار که مسئله اصلاح نظام یارانهای کشور مطرح شد؛ رئیسجمهور هم آب پاکی روی دست خلقا… ریخت که دولت بنا دارد؛ یکبار برای همیشه مسئله ارز و رانتها و فسادهای موجود در توزیع منابع ارزی را حل کند. اما دیدیم که اوضاع با خوشبینی رئیس دولت وفاق پیش نرفت. بد نیست بدانید در همین یکسال اخیر که او و رفقایش سکان هدایت کشور را برعهده گرفتهاند، دلار از۶۰ به۱۵۰ هزار تومان رسیده جالب اینکه در کشور افزایش حقوق۲۰ درصد بوده اما دلار بیش از۱۵۰درصد رشد کرده است؟ در این میان انگار هیچ مسئولی هم صدای خرد شدن استخوان مردم زیربار این همه گرانی را نشنیده و وقتی مردم در اعتراض به این گرانیها راهپیمایی کردند از بخت بد مردم، دست صهیونیست و آمریکا در تبدیل اعتراضات به اغتشاشات پیدا شد. فقط خدا کند بنا به گفته رئیسجمهور اسبق کشورمان اعتراضات مردمی شنیده و ریشههای اعتراض شناخته شود و با درسآموزی از تجارب گذشته، اصلاحات اساسی لازم آغاز گردد.
در این اوضاع بالاخره مجلسیها هم یادشان آمد؛ کلیات «نحوه برگزاری تجمعات و راهپیماییها» را تصویب کنند، این در حالی است که دبیرکل سازمان ملل در واکنش به اعتراضات مسالمتآمیز مردم ایران به وضعیت معیشتی، از عملکرد دولت ایران در برخورد با معترضان انتقاد کرد و گفت: “از مقابله نیروهای امنیتی ایران با معترضان در شهرهای مختلف، حیرتزده شده است”. در این میان یک جامعهشناس و عضو هیاتعلمی دانشگاه تهران در پاسخ به این سؤال که چرا اعتراضات مردمی در ایران در نهایت به آشوب تبدیل میشود، مدعی شد؛ در جامعهای که در بنبست اجتماعی قرار دارد، وقتی نمایندگان جامعه مدنی مانند احزاب، شخصیتهای سیاسی، منتقدان، دانشگاهیان، نویسندگان و هنرمندان حضور ندارند، جامعه درگیر آشوب میشود. او این راهحل را پیشنهاد کرد که باید در جامعه گشایش سیاسی و اجتماعی ایجاد شود و به کنشگران سیاسی امکان داده شود بازی سیاسی خود را اجرا کنند و فقط حکومت و رسانه رسمی عهدهدار همه چیز در کشور نباشند و آنها هم در قالب احزاب اتحادیه، اصناف و سیاستمداران حضور فعال داشته باشند.
پیش به سوی کرهشمالی شدن!
در این هشتروز هفته که با تلاش انسدادگرایان برای تداوم قطع اینترنت؛ گویی پیش به سوی کرهشمالی شدن داشتیم، وزارت ارتباطات مانند همیشه گفت؛ در این زمینه تصمیمگیر نیست. شورای عالی اطلاعرسانی دولت نیز، همهچیز را به آیندهای مبهم سپرد. در این بین انگار کسی حتی برای لحظهای هم از گوشه ذهنش نگذشت که هرروز قطعی اینترنت، خسارتهای میلیاردی به کسبوکارهایی وارد میکند که با کمک اینترنت توانستهاند راه باریکی از تنفس را در اقتصاد رنجور و شکننده ایران باز کنند. ما هم به تبعات روایت یکطرفه رسانهها بالاخص صداوسیما و تأثیر آن در تحریک خشم بهجای اقناع و همچنین لزوم دست برداشتن این رسانه و نیز برخی رسانههای دولتی از تحقیر معترضان و لزوم پذیرش «اعتراض» برای «تغییر» کاری نداریم اما کارشناسان حوزه ارتباطات معتقدند؛ تداوم قطع راههای ارتباطی اگر برای حفظ امنیت جانی شهروندان هم بوده، میتواند به امنیت روانی به عنوان یکی از زیرشاخههای مفهوم کلی امنیت آسیب برساند.
در این گیرودار، دبیرکل خانه کارگر پیشبینی تداوم افزایش قیمتها را داشت و ادعای تحمیل تورم۱۰۰درصدی بر سفره کارگران را مطرح کرد و گفت: این تورم سهرقمی بر سفره خالی کارگر برای اولینبار در تاریخ ایران تجربه خواهد شد! این در حالی است که این روزها نوعی دگرگونی عمیق در منطق زیستن روزمره وجود دارد؛ وقتی خرید اقلامی مانند ماست و روغن، بهشکل اقساطی ممکن میشود، مسئله فقط کاهش قدرت خرید نیست؛ مسئله فروپاشی تدریجی تصور ما از زندگی عادی است. چندی پیش قسطیشدن خدمات دندانپزشکی مطرح بود، حالا با اضافهشدن خوراک دمدستی به فهرست خریدهای اقساطی، این عقبنشینی از سطح بدن به سطح بقا رسیده و این عبور آرام از مرز زندگی آبرومند بهسمت زیستن حداقلی است. فقط خدا کند همانطور که رئیس دولت اصلاحات در بیانیه اخیرش اعلام کرد؛ اشتباه نشود؛ نه گفتن مردم به بیگانه و دلبستگی آنان به استقلال و تمامیت ارضی به معنی رضایتشان از وضع موجود و رویکردهای غالب نیست و اکثریت مردم از وضعیت امروز ناراضیاند.
تا هشت روز هفته بعدی خدانگهدار





