سود حذف ارز ترجیحی به جیب چه کسانی واریز شد؟!
حضور حماسی مردم کاشمر در یوم الله 22 دی ماه 1404
سواد رسانه
پنج گنج؛ فضایلی که فضیلت نیستند
جذب ۹ پزشک متخصص جدید جهت درمانگاه سردار سلیمانی کاشمر
انتخابات شوراها، آمادگی نسبی مردم، انفعال نخبگان!
خانواده در دست انداز قانون
سکوت شورا؛ بیاحترامی آشکار به افکارعمومی
کاشمر، از اصالت تا آوارِ بیهویتی
دانشگاه دولتی کاشمر رادریابید
صدای خاوران-ابهام اصلی از آنجا آغاز میشود که فاصله معناداری میان هزینه واقعی تولید یا واردات برخی کالاها با قیمت عرضه شده در بازار ایجاد شد؛ فاصلهای که منجر به شکلگیری سودهای قابلتوجه و بعضاً غیرمتعارف میگردد. پرسش افکارعمومی این است که چگونه به یکباره انبارها و قفسههای خالی بعد از تغییر قیمتها پُر شدند و به وفور در دسترس مردم قرار گرفت. به راستی این مازاد قیمتی دقیقاً در کدام بخش از زنجیره تأمین انباشته شد و چرا سازوکار شفافی برای رصد و مدیریت آن وجود نداشت. بدیهی است این سود ناگهانی در برخی از کالاهای اساسی که با ارز ترجیحی خریده شد و با ارز آزاد به مردم داده شد به جیب مردم عادی نرفت!! بلکه به نظر میرسد خلأهای نظارتی و فضای روانی ناشی از تصمیمات اقتصادی، زمینه را برای فعالیتهای سوداگرانه و واسطهگری نامولد فراهم کرد.
صدای خاوران-اما این تخریبها در حالی صورت میگیرد که رهبری بهصراحت اعلام کردند که «موفقیت این دولت، موفقیت نظام جمهوریاسلامی است، شکست آن شکست نظام.»، اما تندروها برای به گِل نشاندن کشتی دولت و گرفتن جای پزشکیان و یارانش حاضرند به توصیههای رهبری هم بیاعتنا بمانند. به قول محمد سالاری فعال سیاسی اصلاحطلب: «سابقه این افراد نشان میدهد که بهرغم اینکه در ظاهر موضوع دفاع از ولایت، رهبری و ارزشهای انقلابی، دینی و مذهبی برایشان اولویت و خط قرمز است اما بارها و بارها نشان دادهاند که زمانی که منافعشان در خطر باشد و هسته اصلی قدرت اعم از رهبری و سایر نهادهای منتسب به حاکمیت تصمیمی موافق ملت و بستر جامعه میگیرند و مخالف این طیف تندرو هستند، آنها در مقابل تصمیمات حاکمیت که به نفع ملت و جامعه است، میایستند.»
صدای خاوران-این اندک مختصر را، به واسطهی علایق شخصی گردآوری و انشا کردم؛ تا به علل شکست کودتاها و انحراف انقلابها پیببریم؛ نیز تندروان داخلی که راه بر هرگونه اصلاح ساختاری خردمندانه و کمهزینه میبندند؛ و مضاف بر آن، نسلهایی که در دو دوره تحول تاریخی معاصر (کودتای 28 مرداد 32 و انقلاب 57)حضور نداشته و اینک خود را طلبکار پدران و نسلهای پیش از خود میشمارند،تا بدانند دیگرگونیهایی از این دست، حاصل یک سلسله عوامل متعددِ پیدا و پنهان داخلی و خارجی، و مجموعهای از اتفاقات و تجارب تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و... در نهایت (بهویژه انقلاب) اجماع اکثر قریب به اتفاق مردم، و تحولگرایان عدالتخواه و اومانیست است، که با امید به دستیازی به شرایط بهتر و انسانیتر،گاه جان بر سر آرمان میگذارند؛ باید دانست که عوامل فوقالذکر و صدها عامل ناگفته دیگر، باعث شد تا 35 سال پس از آن دوره آرمانی ـ تاریخی، به انقلاب 57 منجر شود.
صدای خاوران-گویی رسم شده تا هرکسی میخواهد حرفش را به کرسی بنشاند به سراغ هیاهو و اقدامات خلاف قانون میرود. گویی فراموش کردهایم با منطق و استدلال هم میتوانیم حرفمان را پیش ببریم. انگار هرکسی بلندتر داد بزند، موفقتر خواهد بود. این یعنی صدای بیقانونی در کشور بلندتر از صدای قانون شده است. اگر این منوال ادامه پیدا کند دیگر نمیتوانیم امید داشته باشیم کسی به دنبال منطق برود. در این راستا کار اساسی رسانهها تعریف منافع مردم است. اگر رسانهها تریبون گویای مردم نباشند مردم حرفشان را کجا بزنند. بنابراین ما باید مشکلات مردم را بگوییم. اگر رسانهای این مشکلات را بیان نکند دیکتاتوری و خفقان در جامعه شکل میگیرد. اما آنچه که شرط است در بیان رسانههاست که انصاف را رعایت کنند. مطالبات مردم را بگوییم، اقدامات مسئولان را بگوییم و داوری کنیم و اگر مسئولی معدلاش پایین بود حتما باید نقد شود؛ چرا که هم به مردم خیانت میکند و هم به نظام.
صدای خاوران-در شرایط فوقالعاده حساس کنونی، تنها گفتوگوی مبتنی بر عقلانیت و مدارا با مردم، و رعایت انصاف در قدرت است که میتواند از این چرخه بیاعتمادی و بحران عبورمان دهد. راهِ قدرت تنها از طریق فهم متقابل، عدالت، آزادی، انصاف و مدارا میگذرد. مردم ایران بارها نشان دادهاند که شایسته اعتمادند، اکنون نوبت حاکمیت است که نقش خویش را ایفا کند؛ و به یکصد و پنجاه سال چشم انتظاری پایان دهد. همین!
صدای خاوران-وقوع انقلاباسلامی و تأکید بنیانگذار و رهبران آن بر نظر و رأی مردم، سرفصلی تازه در تاریخ این سرزمین گشود، جلسات نقد و میزهای مناظره رونق گرفت و همگان فرصت یافتند با شرکت در انتخابات مختلف در مهمترین امور کشور نقش مستقیم ایفا کنند. هنگامیکه مردم خود را شریک حکومت بدانند موفقیت و شکست آن نیز برایشان اهمیت پیدا میکند، مدیران حکومتی را از خود میشمارند و سعی میکنند نظرات و پیشنهادات سازنده را به آنان منتقل نموده و اشتباهاتشان را متذکر شوند. بنابراین در حکومتهای مردمی، عموم افراد جامعه شریک مدیران و حاکمان هستند نه مقابل آنان و اگر تذکری میدهند نه برای تخریب و سنگاندازی بلکه برای بهتر شدن روند امور است که البته ممکن است این نظرات همیشه درست نباشد ولی شکی نیست که در ابراز آن سوءنیتی ندارند.
صدای خاوران-در همین ارتباط، اخیراً شاهد برخی اقدامات و اظهارنظرهای هدفمند در جهت تخریب و اهانت به رئیسجمهور بودیم که روند امور نشان میدهد این حرکات کاملاً برنامهریزی شده و هدفمند است و تندروها در این مسیر تا آنجا پیش رفتند که مهدی فضائلی عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب هم در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تضعیف سیاستهای کلی نظام و سهمخواهی گروهی از یک سو، و توهین به رئیسجمهور محترم از سوی دیگر، تهدید یکی از مهمترین عوامل پیروزی، یعنی انسجام ملی است.» و آیتالله صادق آملیلاریجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم اعلام کرد: «در چنین شرایطی، هرگونه صدا یا رفتار تفرقهانگیز، آگاهانه یا ناآگاهانه، در خدمت تقویت جبهه صهیونیسم قرار میگیرد.» شکی نیست که آنچه برخلاف انتظارات دشمن، قدرت واقعی ایران در جنگ 12 روزه بود، همبستگی ملی بود که اتفاقاً در رفتارهای رسمی پس از جنگ و تمرکز بر خواندن و پخش سرودهای مربوط به ایران نیز بازتاب جدی داشت. اما سیاستهای تندروها در حمله به این عامل قدرت، همسو با خط تبلیغی اسرائیل و در جهت شعبهشعبه کردن مردم است.
صدای خاوران-گاهي مديريت و فرماندهي در ميادين نظامي و حتي قضايي با مديريت و مسئوليت در عرصههاي سياسي و اجرايي با هم خلط ميشود. فردي که در جبهههاي جنگ، فرمانده خوبي بود، ممکن است در مديريتهاي اجرايي نتواند مدير مطلوبي باشد و بر عکس. يا فردي در مسئوليت اجرايي موفق عمل کند، اما نتواند از عهده سِمَت قضايي برآيد. پيامبراکرم اُسامة بن زيد را به فرماندهي لشکر منصوب کرد و فرمود: همه به لشکر او ملحق شوند؛ اما معلوم نبود که او را به مسئوليتهاي مهم اجرايي و يا قضايي نيز به گمارد. البته گاهي ممکن است موردي پيدا بشود يک فرد نظامي در عرصههاي مديريتي نيز خوش بدرخشد، چنانکه شهيد باکري پيش از فرماندهي، شهردار موفقي بود.
امام جمعه کاشمر گفت: انسجام ملی توطئههای دشمن را خنثی می کند
صدای خاوران-بهرغم موفقیتهای روز اول رژیم صهیونیستی در ترور فرماندهان و دانشمندان هستهای و مردم غیرنظامی، آشکار شد که اسرائیل نمیتواند بدون ورود ایالاتمتحده به جنگ، به هیچیک از اهداف خود دست یابد زیرا مقامات اسرائیلی یا واکنش شدید ایران را پیشبینی نکرده بودند، یا بیشاز حد به آسیبهای وارده روز نخست به تواناییهای نظامی ایران دلخوش بودند، یا تصور میکردند با حملات خود به نهادهای حاکمیتی و نظامی، مردم قیام نموده و کار جمهوریاسلامی را در خیابانها تمام میکنند! اما هیچیک از این اتفاقات رخ نداد. ایران بعد از ساعات اولیه شروع جنگ، خود را بهسرعت بازسازی کرد، جانشینهای فرماندهان شهید معرفی شدند و با آرامش و قدرت، حملات پهپادی و موشکی خود را به سمت اسرائیل آغاز کرد و در پی حملات موشکی ایران، توهّم قدرت رژیم صهیونیستی فرو ریخت. پس از مدتی که از جنگ گذشت، ایران موفق شد ضربات سهمگینی را به اسرائیل وارد کند و در چنین شرایطی احتمال ورود آمریکا به درگیری بیشتر شد. جنگ۱۲روزه با به تصویر کشیدن وابستگی کامل اسرائیل به ایالاتمتحده، نشان داد رژیم صهیونیستی بدون آمریکا نمیتواند بهتنهایی اهداف جنگی خود را پیش ببرد و دوام بیاورد.